باکس آفیس: شگفت انگیزها حریف دایناسورهای Jurassic World Fallen Kingdom نشدند

با اکران انیمیشن Incredibles 2 در هفته پیش و صدرنشینی‌اش کمتر کسی فکرش را می‌کرد که جدول به این زودی‌ها تغییر کند. اما Jurassic World Fallen Kingdom شکل و شمایل باکس آفیس را تغییر داد.

با فرا رسیدن فصل تابستان میانگین سنی مخاطبین باکس آفیس کمتر شده است و فیلم‌هایی که نوجوانان و کودکان را به عنوان تماشاگر هدف گرفته بودند، سکوهای بیشتری از باکس آفیس را در اختیار دارند. اگرچه این دسته از فیلم‌ها با رده‌بندی سنی پایین‌تر اکران می‌شوند اما عمدتاً به خاطر جذابیت‌های بصری‌ای که دارند می‌توانند روی افراد مسن‌تر هم تاثیرگذار بوده و پای آنها را به سالن باز کنند. مگر بهتر از این هم داریم، بالاخره هر بچه‌ای یک برزگتر هم برای رفتن به سینما لازم دارد.

در چند هفته اخیر، رتبه اول جدول باکس آفیس از همیشه بی‌وفاتر شده است و اصولا فیلمی بیشتر از یک یا دو هفته نمی‌تواند دلخوش صدرنشینی‎‌اش باشد. برای زیر و رو کردن دنیا همه چیز در جدول باکس آفیس مهیا بود الا 4 تا دایناسور که آن‌ها هم به لطف اکران فیلم جدید Jurassic World Fallen Kingdom  قدم در این سینمای آشفته گذاشتند.

در این هفته فیلم Jurassic World Fallen Kingdom با فروش 150 میلیون دلاریش صدر جدول را از آن خود کرد. فیلم Incredibles 2 هم در همین هفته توانست در فروش مجموع (نه فقط در آمریکا) از مرز 100 میلیون دلار عبور کند. پیش از این نیز دو فیلم Pirates of the Caribbean: At World’s End و Shrek the Third در سال 2007 توانسته بودند فروش آخر هفته خود را در یک هفته به بیش از 100 میلیون دلار برسانند و این اتفاق برای بار دوم با دایناسورهای ژوراسیک و خانواده شگفت انگیز رخ داد.

در بین تازه اکران‌های این هفته فقط فیلم Jurassic World Fallen Kingdom توانست به جدول باکس آفیس راه پیدا کنند و مابقی تازه اکران‌ها آنقدر بی‌حال بودند که نتوانستند رتبه‌ای بالاتر از 21 ام کسب کنند. مستند ?Won’t You Be My Neighbor بعد از سه هفته اکران توانست خود را به رتبه دهم جدول برساند. این فیم با امتیاز %99 از سایت Rotten‌Tomatoes از مستند‌های موفق امسال بود. به نظر می‌رسد رتبه دهم برای فیلم‌های مستند ررزو شده است و اگر مستندی خیلی خوش‌شانس باشد می‌تواند مدتی در این رتبه خوش بگذارند. با اینکه سه هفته از زمان اکران این فیلم می‌گذرد، به بدلیل حضورش در باکس آفیس در ادامه نگاهی به این فیلم خواهیم داشت.

دیگر فیلم‌های تازه اکران این هفته Damsel و The King و Boundaries و The Catcher Was a Spy و Spiral و Distorted بودند و همانطور که گفته شد هیچ‌کدام توفیقی در جدول باکس آفیس نداشتند.

اما از بین آنها فیلم مستند The King که نگاهی به زندگی سلطان راک‌اند‌رول جهان، الویس پریسلی دارد با اینکه نتوانست به جدول راه پیدا کند، با نظر مثبت منتقدان و مخاطبین همراه بود و این نیز بهانه‌ای شد تا کمی در موردش صحبت کنیم. شاید تا چند هفته دیگر، این فیلم را نیز در رتبه دهم جدول دیدیم. از 10 فیلم موجود در جدول باکس آفیس، شش فیلم دنباله سازی‌ای از نسخه‌های قبلی خود هستند، یک فیلم بازسازی نسخه قدیمی است و فقط سه فیلم با داستانی مستقل روی پرده رفته‌اند، که یکی از این سه فیلم مستند است.

فقط کافی است نگاهی به جدول‌های سینمایی و سریال‌ها و بازی‌های ساخته شده داشته باشید تا ببینید سینما تا چه حد از ایده‌های بکر خالی شده و فیلم‌های ریبوت و دنباله‌سازی تمام تجربیات جدید فرهنگی را فرا گرفته‌اند.

در ادامه با مرور فیلم Jurassic World Fallen Kingdom و دو فیلم مستند The King و ?Won’t You Be My Neighbor با ما همراه باشید.

 


Jurassic World: Fallen Kingdom


باکس آفیس

فیلم Jurassic World Fallen Kingdom همانند یک قطعه موسیقی تکراری است که آن را در گذشته بارها شنیده‌ایم، از لحاظ ضرباهنگ و نت هیچ مشکل و ایرادی ندارد، اما به شدت تکراری به نظر می‌رسد. فیلم پر شده از ارجاعاتی که شما را به یاد آثار کلاسیک استیون اسپیلبرگ می‌اندازند؛ زیباست اما به پای نسخه‌های قدیمی نمی‌رسد. خوشبختانه یک سری ویژگی‌های تزئینی فیلم نسبت به نسخه 2015 پیشرفت داشته‌اند، مثلاً «کلیر دیرینگ» (برایس دالاس هاوارد) دیگر کفش پاشنه بلند نمی‌پوشد و فیلم‌نامه Fallen Kingdom که بار دیگر توسط درک کانلی و کالین تروورو نگاشته شده پر از شوخی‌های بی‌مزه در مورد کفش احمقانه او نیست و رام‌کننده «رپتورها» یعنی «اوون گریدی» (کریس پرت) که اکنون توسط کلیر برای نجات دایناسورها از یک آتش‌فشان فعال به جزیره «نوبلار» کشانده شده، شخصیتی به مراتب منطقی‌تر دارد و از آن فاز «داداچ» گونه‌اش فاصله گرفته است. به محض این که اوون و کلیر پا به جزیره نوبلار می‌گذارند، در می‌یابند که مأموریتشان فقط بهانه‌ای برای بازگرداندن دایناسورهایی خاصی (نژاد دورگه ایندومینوس رکس و یک ولوکیراپتور) به جزیره اصلی است. اما قضیه طبق معمول بر اساس نقشه پیش نمی‌رود.

جی.ای. بایونا کارگردان جدید Jurassic World Fallen Kingdom است که ساخته‌اش The Orphanage هنوز هم بینندگان را می‌ترساند. با تجربه‌ای که بایونا در ژانر وحشت دارد، در ابتدا فیلم به مراتب بهتر از Jurassic World نشان می‌دهد، اما ظاهراً در همین‌ جا تمام اتفاقات خوب به پایان می‌رسند، به این دلیل که فیلم‌نامه پر شده از شخصیت‌های احمقانه و بدون پرداخت که به شکلی بی‌ربط در داستان تنیده‌اند.

در ابتدا فیلم به مراتب بهتر از Jurassic World نشان می‌دهد، اما ظاهراً در همین‌ جا تمام اتفاقات خوب به پایان می‌رسند.

بحثی که بین شخصیت‌ها شکل می‌گیرد بیش از حد ساده است. آیا انسان‌ها باید دایناسورهای جزیره نوبلار را نجات دهند یا بگذارند که نابود شوند؟ از طرفی کلیر معتقد است که آن‌ها باید نجات پیدا کنند، دلیل غیر منطقیش هم این است که کودکان مجبور نیستند در دنیایی زندگی کنند که دایناسور‌ها وجود دارند. اگر چیزی از فیلم‌های گذشته آموخته باشیم این بوده که بچه‌ها می‌توانند در دنیایی که دایناسورها وجود دارند زندگی کنند، مخصوصاً دنیایی که دایناسورها بچه‌ها را می‌خورند (خب دایناسورند دیگر.) شاید فیلم قصد داشته به بحث‌هایی سر درست و غلط بودن هم‌زیستی دایناسورها با انسان‌ها بپردازد، اما فیلم‌نامه زمان به شدت کمی را صرف این مسأله می‌کند و خیلی سطحی از آن می‌گذرد.

از قرار معلوم شخصیت‌های منفی داستان از نقاط قوت فیلم محسوب می‌شوند که از بین آن‌ها می‌توان به شخصیت شکارچی اشاره کرد که تد لوین (تقصیر این بنده خدا نیست که شخصیتش در فیلم‌نامه احمقانه نوشته شده، تد لیون بازیگر توانایی است) نقشش را بازی می‌کند. دیگر بازیگران جدید مثل رف اسپل، توبی جونز و جیمز کروم ول به قدری با لهجه‌های مسخره و خنده‌دار صحبت می‌کنند که فقط موجب حواس‌پرتی بیننده هستند. پرت و هاوارد نقش‌شان را خوب بازی کرده‌اند، همین‌طور دنیلا پیندا و جاستیس اسمیت، اما همگی قربانی روایت ضعیفی می‌شوند که کانلی و تروورو پیش پایشان گذاشته‌اند. به عنوان مثال سکانس ابتدایی فیلم آخر هر چه کلیشه است: یکی از مهندسان در جزیره بارانی نوبلار گروهی از سربازان مضطرب را می‌بیند که با دست به او اشاره می‌کنند که به سمت‌شان برود و مرد بخت‌برگشته می‌گوید صدایتان را نمی‌شنوم … باقی ماجرا را بر اساس کلیشه‌های ژوراسیک می‌توانید خودتان حدس بزنید!

در بین اشتباهات زیادی که Jurassic World Fallen Kingdom به دفعات انجام می‌دهد باز گرداندن جف گولد بلوم به عنوان دکتر ایان مالکوم برای یک سکانس دو دقیقه‌ای‌، بدون شک گل سر سبد محسوب می‌شود. با توجه به فروش بالایی که فیلم تنها در هفته اولش داشته مطمئناً دارای صحنه‌های جذاب و پرالتهابی خواهد بود اما همانطور که خودتان بهتر می‌دانید صدرنشینی جدول باکس آفیس فیلم بد را خوب نمی‌کند.

Jurassic World Fallen Kingdom مطمئناً بدترین فیلم این سری نیست و با آن خیلی فاصله دارد، اما فرقی نمی‌کند که چقدر سعی در بازگشت به نسخه 1993 داشته و دایناسورهای کله گنده را به جان یکدیگر و انسان‌ها بیاندازد؛ سازندگان باید کمی وجدان داشته باشند و بیخیال این پارک تار عنکبوت بسته بشوند. اما گویا 150 میلیون دلار شیرین‌تر از این حرف‌ها است.

 


The King


باکس آفیس

اغلب آثار مستندی که ساخته می‌شوند، بیشتر از تیتر مجلات و روزنامه‌های خبر برگرفته شده‌اند و پس ازمدتی از یاد می‌روند. اما ظاهراً The King از این قبیل آثار نیست. فیلم ایوگن جارکی (کارگردان The House I Live In، Why We Fight) روی بحران آمریکا و در عین حال تصویری از زوال الویس پریسلی تمرکز دارد. کارگردان در این فیلم مستند دو المان آمریکا و الویس را با یکدیگر ترکیب کرده تا علاوه بر زندگی سلطان موسیقی راک اند رول به زیرساخت اجتماع بیمار آمریکا بپردازد.

فیلم به زمانی از فروپاشی الویس می‌پردازد که چاق شده و  با اعتیادش خود را به ورطه نابودی کشانده است. اتمسفر و حال و هوای این مستند تنها برای مخاطبان آمریکایی ملموس است و این سوال را برایشان بوجود می‌آورد که «چگونه شد به این نقطه از فقر فرهنگی نزول کردند؟» جارکی با نمایش جنبه‌های مختلف از زندگی الویس در تلاش است که به این سوال پاسخ دهد، فقط به شهرت و افتخار الویس نمی‌پردازد، بلکه بیشتر روی خیانت‌هایی تمرکز دارد که همین شهرت و افتخار در حق الویس مرتکب می‌شوند. الویس در نهایت مثل یک بستنی آب شده به زوال می‌رود و توسط اشتهای سیری ناپذیر آمریکا برای ستارگان پوشالیش قورت داده می‌شود.

اتمسفر و حال و هوای این مستند تنها برای مخاطبان آمریکایی ملموس است و این سوال را برایشان بوجود می‌آورد که «چگونه شد به این نقطه از فقر فرهنگی نزول کردند؟»

فیلم همانند سفری پر ماجرا به قلب فرهنگ نابود شده آمریکا روایت می‌شود و از این بابت به آثار مایکل مور بی شباهت نیست. جارکی با مردم محلی صحبت می‌کند که در کمال افسردگی به سر می‌برند و کوچکترین امیدی برای آینده کشورشان ندارند. مصاحبه با چهره‌های مشهوری مثل «جیمز کارویل»، «ون جونز»، «اتان هاوک»، «امیلیو هریس»، «دن ردر»، «مایک مایر» جزو تأثیر گذارترین سکانس‌های فیلم به شمار می‎روند؛ «چاک دی» رپر پرطرفدار آمریکا در بخشی از فیلم در مورد الویس می‌گوید: «الویس یک قهرمان بود، اما برای من به کفر ابلیس هم نمی‌ارزید.» تمام مستند اشاره به این دارند که آمریکا چگونه الویس را از عرش به فرش رساند و او را به چیزی «کمتر» از خودش تبدیل کرد.

فیلم با صدایی رسا فریاد می‌زند: «اخبار دروغین تنها اطلاعات دروغ نیستند، پروپاگاندایی پوچند که فرهنگ اصیل و ریشه‎دار را می‌بلعند. سیاست‌های ترامپ، نفرت از رسانه‌های خارجی، نفرت از نیرو‌های ناتو، نفرت از مهاجرت و اسلام ستیزی به یک انتقام اعتیاد آور برای مردم آمریکا تبدیل شده و در حال خشکاندن ریشه این کشور است.»

The King در سال 2017 در جشنواره کن به نمایش در آمد و مورد استقبال منتقدین قرار گرفت اما همانطور که خودتان می‌توانید در تریلر ببینید اتمسفر آمریکایی فیلم برای بینندگان خارجی خیلی ملموس نیست، مگر این که از عاشقان سینه چاک الویس پرسلی باشید (که اگر این طور است باز پیشنهاد می‌کنم فیلم را نبینید) یا ژانر مستند را بپسندید.

 


?Won’t You Be My Neighbor


باکس آفیس

در دوره و زمانی که قهرمانان توخالی و فیلم‌های بزن در رو فقط به منظور خالی کردن جیب بیننده رواج دارند، تماشای مستند یک سمبل تلویزیونی که هدفی جز انجام کار نیک در دنیا نداشت، می‌تواند گزینه خوبی باشد.

کار دنیای سینما به کجا رسیده که تنها چیزی که ارزش صرف وقت دارد به چند عنوان مستند خلاصه شده است. ?Won’t You Be My Neighbor نگاهی عمیق به زندگی «فرد راجرز»، دارد که توسط برنامه Mister Rogers’ Neighborhood در شبکه PBS آمریکا شناخته می‌شود.  فیلم یک قالب دوست داشتنی و روشن از شخصیت دوست داشتنی و بی شیله پیله‌ای ارائه می‌دهد که بخشی از خاطرات کودکی مردم آمریکا را شکل داده است.

«مورگان نویل» کارگردان فیلم که (20 feet From Stardom) را در کارنامه‌اش دارد به جای استفاده از بستر بیوگرافی، تمرکز فیلم را روی کسب و کار و فعالیت هنری فرد راجرز معطوف کرده است. با این که در ابتدا یک سری اطلاعات در مورد زندگی گذشته و خانواده‌اش ارائه می‌شوند، اما فیلم وقت زیادی را برای این گونه موارد هدر نداده و یک راست سراغ راجرز تلویزیونی می‌رود که در واقع بخش اعظم از زندگیش را نیز همین جعبه جادویی شکل می‎داد.

Won’t You Be My Neighbor یکی از لطیف‌ترین و عمیق‌ترین مستندهایی بوده که بارها مخاطبانش را می‌خنداند یا اشک از چشمانشان جاری می‌کند. اشکی که فقط برای کسانی قابل درک است که بخشی از کودک درونشان را در برنامه‌های فرد راجرز جا گذاشته بودند.

راجرز در اصل برنامه داشت که وارد مدرسه علوم دینی بشود اما ناگهان خودش را شیفته تلویزیون دید و در بین برنامه‌های پوچ و بدون فکری که بیشتر آمریکایی‌‌ها آن دوره زمانه مشغولش بودند، آن را مدیومی برای ترویج تفکرات آرامش‌بخش و لطیفش یافت. او برخلاف همه به تلویزیون دیدگاه مادی نداشت، بلکه به چشم وسیله‌ای برای رسیدن به قلب مردم به آن می‎نگریست. اولین قسمت‌های Mr. Rogers’ Neighborhood پر شده بود از موضوعاتی سیاه و مرگباری مثل جنگ ویتنام، اما راجرز قصد داشت که این مضامین برای ذهن بچه‌ها قابل فهم‌تر باشد. او توانست بدون کمترین مکالمه مستقیم با کودکان با شعورشان  هم سطح شود. صحنه‌های ویدیویی که راجرز را حین رویدادهای مختلف (در تریلر پایین هم مشاهده می‌کنید) در مکالمه حضوری با بچه‌ها نشان می‌دهد، نشان از شور و نشاطی دارد که به روح زندگی آن‌‎ها تزریق کرده بود.

 ?Won’t You Be My Neighbor علاوه بر راجرز بخش‌هایی را به تهیه کننده برنامه یعنی «مارگی وایتمر»، «جوانا راجرز» همسر فرد، فرزندان و اعضا و دست اندرکارانش اختصاص می‌دهد و بینندگان را به تاریخچه این برنامه قدیمی منتقل می‎کند تا با نحوه شکل گیری اپیزودهای مختلف سری آشنا شوند.

کمتر مستندی ساخته شده که تماشاگرانش را به وجد بیاورد و آن‌ها نسب به چیزی که روی پرده می‌بینند واکنشی احساسی یا هیجان انگیز بروز دهند، مگر در جشنواره «ساندنس» که این گونه عکس‌العمل‌ها کاملاً معمول است. اما از قرار معلوم ?Won’t You Be My Neighbor یکی از لطیف‌ترین و عمیق‌ترین مستندهایی بوده که بارها مخاطبانش را می‌خنداند یا اشک از چشمانشان جاری می‌کند. اشکی که فقط برای کسانی قابل درک است که بخشی از کودک درونشان را در برنامه‌های فرد راجرز جا گذاشته بودند و ?Won’t You Be My Neighbor بهانه‌ای شده برای تجدید دیدارشان با یکی از خوش قلب‌ترین ابرقهرمانان دنیا که هیچ مرد آهنی و دکتر استرنجی نتوانسته جادوی عشقش را اختراع کند.

 

در ادامه نگاهی خواهیم داشت به جدول باکس آفیس این هفته تا بببنیم مهمان‌های تازه‌ وارد جای چه فیلم‌هایی را گرفتند.

فیلم‌های Jurassic World Fallen Kingdom و ?Won’t You Be My Neighbor دو فیلم تازه اکران این هفته بودند که جانشین Adrift و Book Club شده و اول و آخر جدول را از آن خود کردند. طبق معمول بقیه فیلم‌ها توانستند با یک پله صقوط همچنان در جدول باقی بمانند.

 

فیلم رتبه فعلی رتبه هفته
گذشته
مدت زمان اکران
(هفته)
فروش آخر هفته
(میلیون دلار)
مجموع فروش تاکنون
(میلیون دلار)
باکس آفیس / The jurassic world fallen Kingdom Jurassic World: Fallen Kingdom 1 1 150.0 150.0
باکس آفیس / The jurassic world fallen Kingdom Incredibles 2 2 2 80.9 350.4
باکس آفیس / The jurassic world fallen Kingdom Ocean’s Eight 3 3 11.7 100.4
باکس آفیس / The jurassic world fallen Kingdom Tag 4 2 8.2 30.4
باکس آفیس / The jurassic world fallen Kingdom Deadpool 2 5 5 6 5.3 304.2
باکس آفیس Solo A Star Wars Story Solo: A Star Wars Story 6 5 4.0 202.2
باکس آفیس / The jurassic world fallen Kingdom Hereditary 7 3 3.8 35.0
باکس آفیس / The jurassic world fallen Kingdom Superfly 8 2 3.4 15.3
باکس آفیس / The jurassic world fallen Kingdom Avengers: Infinity War 9 9 2.5 669.5
باکس آفیس / The jurassic world fallen Kingdom ?Won’t You Be My Neighbor 10 15  3 1.9 4.1
منبع: IMDB

امیدوارم که از تریلرها و مطالب این هفته لذت برده باشید. شما دوستان می‌توانید نظرات و پیشنهادات‌ خود را جهت بهبود عملکرد این بخش با ما در میان بگذارید.

 

اولین نفری باشید که به این مطلب رای می‌دهید
امتیاز به مطلب

چه امتیازی به این مطلب میدی؟

1 2 3 4 5
دیــدگاههای کاربـــران
بارگذاری ...
دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید

نشانی ایمیل شما در مجله خبری پلازا منتشر نخواهد شد. بخش‌هایی که با علامت * مشخص شده اند اجباری هستند.

0/1500
captcha