باکس آفیس: دیدار شیرین عسلی وینی پو با Christopher Robin

این هفته سه فیلم تازه اکران به باکس آفیس اضافه شدند که از بین آن‌ها Christopher Robin به موفقیت بیشتری دست یافت، اما به خاطر فروش فوق‌العاده  Mission: Impossible – Fallout به جایگاه دوم رضایت داد.

در هفته ای که گذشت Mission: Impossible – Fallout و تام کروز در دومین هفته اکران صعود به صدر جدول باکس آفیس را برای دیگر رقبا غیر ممکن کردند. طرفداران Winnie the Pooh می‌توانند خوشحال باشند، چون فیلم Christopher Robin تجدید دیداری است با این خرس عسل‌خوار مهربان! «وینی پو» در سال 1926 روی صفحات کتاب جان گرفت و 40 سال بعد با صدای استرلینگ هالووی با طرفدارانش سخن گفت. در این هفته فیلم Christopher Robin با بازی ایوان مک گرگور اکران شد. این فیلم لایو اکشن، وینی و دوستانش را به دنیای واقعی آورده تا دوست قدیمی‌اش، کریستوفر را که اکنون برای خودش مردی شده، در لندن ملاقات کنند. ملاقاتی که هیجانش برای طرفداران این خرس و دوست وفادارش نیز به همان اندازه دلچسب است. این خرس پارچه‌ای بازگشته تا به قول شعار تبلیغاتی فیلم کریستوفر رابین‌، یادآوری کند: «گذشته، دیر یا زود گریبانت را می‌چسبد!» اگر دلتان برای دنیای کودکی تنگ شده، وینی پو دریچه‌ای است به دنیای دیروز، پس می‌توانید با Christopher Robin میزبان وینی باشید. فیلم با فروش 25 میلیون دلار در اولین هفته اکرانش به جایگاه دوم رسید و تنها به خاطر 10 میلیون فروش کمتر نتوانست صدرنشینی را تجربه کند.

The Spy Who Dumped Me دومین فیلم تازه اکران این هفته است که با بازی میلا کونیس و کیت مک‌کینون رتبه سوم را از آن خود کرد. اگر این فیلم شما را هم به یاد The Spy Who Loved Me از سری فیلم‌های جیمز باند انداخت، می‌توانید خدا رو شکر کنید چون قرار است به جای شخصیت «فک گنده» (Jaws) میلا کونیس اغواگر را ببینید. باید امیدوار باشیم که میلا کونیس بعد از سال‌ها کار با ست مک فارلن، بتواند اندکی از بامزگی Family Guy را به این فیلم انتقال دهد، وگرنه باید به صحنه‌های اکشن نصفه و نیمه این فیلم دلخوش باشیم. گرچه از فیلمی با 12 میلیون فروش در هفته اول نمی‌وان انتظار زیادی داشت، اما همین قدر که بتواند لبخندی بر لبتان بنشاند، جای شکر دارد.

هر چقدر آثار اقتباسی در سینمای کشورمان کم داریم، هالیوود به همان اندازه در عناوین اقتباسی، خصوصاً ادبیات جدید و علمی-تخیلی جستجوگر و فعال است. The Darkest Minds اثر جدید کمپانی فاکس قرن بیستم با اقتباس از کتاب الکساندرا برکن ساخته شده و با تمرکز روی قدرت‌های ماورالطبیعه چند نوجوان سعی دارد پای این قشر را هم به سینما باز کند، تلاش‌هایی که طی چند سال اخیر در فیلم‌هایی مانند Maze Runner و The Hunger Games هم شاهد بوده‌ایم. البته بعید است جوانانی که در این فیلم قصد کنترل آینده‌شان را دارند، بتوانند ضامن فروش خوب فیلم در هفته‌های آینده هم باشند. فعلاً که با تمام بالا و پایین پریدن‌شان فقط 5.8 میلیون دلار به جیب سازندگان رساندند و از فرط خستگی روی همان پله هشتم ماندگار شدند.

در این هفته که زور خرس عسلی و جوانان فرابشری و جاسوس‌های بین‌المللی به تام کروز نرسید و باز دود از کنده بلند شد؛ باید منتظر ماند و دید که آیا هفته آینده فیلمی می‌تواند Mission: Impossible – Fallout را از جایگاهش در باکس آفیس پایین بکشد یا خیر.

با تریلرها و مرور فیلم‌های تازه اکران این هفته با ما همراه باشید.

 


Christopher Robin


کریستوفر رابین / وینی د پووینی د پو مثل میکی موس، باگز بانی، تام و جری و بسیاری شخصیت‌های کارتونی دیگر، از آن دسته انیمیشن‌ها نیست که (حداقل در کشور ما) توسط کوچک و بزرگ شناخته شود، سریال در یک برهه زمانی محدود آن همه به شکل جسته و گریخته پخش می‌شد و از این رو شاید بسیاری این خرس دوست داشتنی و دوستان پارچه‌ایش را به خاطر نداشته باشند و تمام شناختشان به چند عکس روی جلد دفتر مدرسه و کوله پشتی و عروسک خلاصه شده باشد. اما وینی پو در «آن طرف آب» تاریخچه‌ای طولانی‌تر از این حرف‌ها دارد؛ تا حدی که ساخت فیلمی با محوریت این شخصیت، مثل «خاله قورباغه» خودمان حسابی حاشیه‌ساز می‌شود.

فیلم Christopher Robin (که سکانس‌های لطیف و دوست‌داشتنی از پو، تایگر، ایور و دیگر موجودات باحال پشمالوی انیمیشن زیاد دارد) دومین فیلم امسال است که به درگیری بین افزایش سن و کودک درون کریستوفر رابین می‌پردازد (اولین فیلم با نام Goodbye Christopher Robin در سال 2017 ساخته شد و به داستان چگونگی خلق پو توسط آ.آ. میلن می‌پرداخت.)

همانطور که می‌توانید حدس بزنید «کریستوفر رابین» بزرگسال شخصی افسرده است. هنگامی که فیلم آغاز می‌شود، کریستوفر بچه سال را شاهد هستیم که عازم رفتن به مدرسه شبانه‌روزی (به قول پوی غرغرو، یک مدرسه خسته‌کننده) است. پس از گذشت چند سال مجدداً او (ایوان مک گرگور) را می‌بینیم که پشت میز کارش نشسته و در یک شرکت ساخت چمدان مسافرتی کار می‌کند و به دلیل معضلات جنگ جهانی روزگار سختی را می‌گذراند و رئیس مستبدش دائم او را تحت فشار قرار می‌دهد.

کریستوفر همراه با همسرش «اولین» (هایلی آتول) و دختر دوست‌داشتنیش «مادلین» (برونته کارمیچل) راهی یک تعطیلات آخر هفته می‌شود و چند روزی را در خانه‌ای سپری می‌کند که از دوران کودکی در آن خاطره‌ها داشته و از دوستان عروسکیش در مقابل «ووزل‌ها» و «هفالامپ‌ها» حفاظت کرده است. همه این قضایا بخش بزرگی از داستان را تشکیل می‌دهد که افتتاحیه کوتاه ابتدای داستان توان بار سنگینش را ندارد. Christopher Robin یک فیلم 104 دقیقه‌ای است. بنابراین تمام پروسه مواجهه کریستوفر میانسال با خرس سخنگوی دوران کودکیش، اصرار پو برای کمک کریستوفر برای جستجوی عسل و راضی کردن پو برای بازگشت به تنه درخت، با عجله و سرعتی نامطلوب اتفاق می‌افتند.

ضرباهنگ بالای روایت و سکانس‌های کمدی Christopher Robin (در صحنه‌ای پو لجوجانه بادکنک می‌خواهد و کریستوفر در نهایت مجبور می‌شود او را از چنگ یک کودک خردسال پس بگیرد) بیشتر از این که یک پوی کودکانه را به تصویر بکشد، به یک نسخه باادبانه از فیلم Ted شباهت دارد. پس از این که داستان برای مدتی دور خودش می‌چرخد، سر و ته ماجرا را دقیقه نود و با سرعتی بالا به هم گره می‌زند. با همه ضعف‌های روایتی، صداگذاری شخصیت‌ها فوق‌العاده است. جیم کامینگز که 40 سال به جای پو سخن گفته و حدود 20 سال از زندگیش را وقف شخصیت تایگر کرده (شخصیتی که در گذشته توسط استرلینگ هالووی و پاول وینچل صداگذاری می‌شد)، وظیفه‌اش را به نحو احسن انجام می‎دهد و صدای گرم و عمیق برد گرت گویا فقط برای ایور ساخته و پرداخته شده است. فیلم‌نامه Christopher Robin (که توسط سه فیلم‌نامه‌نویس و دو نویسنده نگاشته شده) نیز در اکثر مواقع مخصوصاً سکانس‌هایی که در جنگل Hundred Acre Wood جریان دارد، راضی‌کننده به نظر می‌رسد و داستان را از سردرگرمی نجات می‌دهد. در مجموع باید گفت که Christopher Robin به خاطر حس و حال نوستالژیکش شاید برای مخاطبان بزرگسال تا حدودی کشش داشته باشد و مختصر سکانس‌های مفرحی خلق کند، اما به‌هیچ‌وجه به درد بچه‌های این دوره و زمانه نمی‌خورد.

 


The Spy Who Dumped Me


The Spy Who Dumped Meساخت یک اکشن جاسوسی/کمدی (با نفش‌آفرینی میلا کونیس و کیت مک‌کینون که هر دو بازیگر طنز هستند) حول روابط عاشقانه یک دختر و شکست عشقی‌اش شاید کمی غیرمعمول باشد. بسته به دیدگاه شما و میزان ارزشی که برای روابط رمانتیک قائل هستید مفهوم شکست عشقی می‌تواند برایتان متفاوت جلوه کند. درصد غم از دست دادن شریک احساسی می‌تواند بین غش و ضعف از شکستن ناخن پا تا زیر شدن توسط یک تریلر 18 چرخ رویتان تأثیرگذار باشد. در هر حال برای مدتی از آدمیزاد بودن فاصله می‌گیرید و این فروپاشی شخصیتی به خاطر یک دلیل احمقانه یعنی اصل واقعی کمدی است!

یک قطع رابطه (یا به اصطلاح جوانان امروزی کات) از نوع سختش، هسته مرکزی تمامی اتفاقاتی است که در The Spy Who Dumped Me رخ می‌دهد. کونیس نقش «آدری» را برعهده دارد؛ دختری که نامزدش او را رها کرده و به عنوان صندوق‌دار در یک فروشگاه مواد غذایی ارگانیک کار می‌کند. جاستین ثرو در نقش «درو»، یا همان  پسری ظاهر می‌شود که آدری را (از طریق پیامک) رها کرده و بر اساس سکانس افتتاحیه فیلم، یک آدم لائوبالی به نظر می‌رسد. درو یک مأمور مخفی CIA بوده و آدری هنگامی از این قضیه مطلع می‌شود که او برای آشتی به لس آنجلس می‌آید. درو به دلیلی زخمی می‌شود و قادر به ادامه مأموریتش نیست، بنابراین اسرار فوق سری را به آدری سپرده تا او به یک مأمور ویژه در وین برساند. آدری که اصلاً از این جور ژانگولربازی‌ها سررشته‌ای ندارد، دستپاچه شده و تصمیم می‌گیرد از مخمصه‌ای که گرفتارش شده فرار کند. اما دوست صمیمیش «مورگان» (کیت مک‌کینون) که از قضا اسم فاملیش «فریمن» است (یکی از شوخی‌های بی‌مزه فیلم) او را به ادامه مأموریتی که به او محول شده، ترغیب می‌کند. او در سکانسی به آدری می‌گوید: «دلت می‌خواد بمیری و اروپا نری، یا دوست داری تو اروپا بمیری؟»

به این ترتیب ماجرا از لس آنجلس به وین و سپس به پاریس، پراگ و برلین منتقل می‌شود. آدری بالاخره به رویای تور اروپایش می‌رسد، اما سفرش چندان آسوده نیست. در بین داستان با یک آدمکش ژیمیناست روسی (ایوانا ساخنو) و یک جاسوس خوش‌تیپ (سم هیون) و چند شخصیت دیگر درگیر می‌شود که لحظات احمقانه و در عین حال خنده‌داری را برای فیلم به وجود می‌آورند. یکی از عواملی که The Spy Who Dumped Me را از یک کمدی کامل جدا می‌کند این است که خودش نمی‌داند، چه چیزی می‌خواهد، اگر چه این مورد همیشه چیز بدی نیست و می‌توان آن را روشی برای روایت چند شاخه دانست. اما فیلم گاهی اوقات یک عنوان سراسر اکشن است که پر شده از صحنه‌های تعقیب و گریز و شلوغ پلوغ که اصلاً به منظور خنده ساخته نشده‌اند و در بعضی از سکانس‌ها شوخی‌هایش را پشت هم قطار می‌کند تا در نهایت به بی‌مزگی برسند. کونیس به عنوان یک کمدین بااستعداد برای فیلم‌های طنز پرآشوب بهترین گزینه محسوب می‌شود. قیافه تعجب‌زده و احمقانه‌ای که در اکثر فیلم‌ها به خودش می‌گیرد با شخصیت شوخ و کله‌خر مک‌کنون به شکلی بامزه جور است. مک‌کنون هم که نمک نهایی را روی فیلم می‌پاشد، خوب می‌داند چگونه و چه زمانی از شوخی‌های تحت‌الفظی استفاده کند.

شاید بزرگترین مشکل The Spy Who Dumped Me این باشد که زیادی برای جلوه سناریوی آبکی‌اش زحمت می‌کشد و در نهایت هم در این کار شکست می‌خورد. کونیس و مک‌کنون در ایفای نقش‌شان کم نگذاشته‌اند، اما تمامی مواد لازم برای خلق یک کمدی به‌یادماندی را در اختیار ندارند و فیلم با توجه به پتانسیل بالایی که دارد حق مطلب را ادا نمی‌کند. با همه این‌ها اگر طرفدار ژانر کمدی باشید، بعید است که از The Spy Who Dumped Me لذت نبرید.

 


 The Darkest Minds


 The Darkest Mindsداستان The Darkest Minds (با اقتباس از کتاب الکساندرا برکن) حول نوجوانانی که از خانواده به دلیل قدرت‌های ماورالطبیعی طرد شده‌اند، شاید برای کسی که 30 سال در کما به سر برده و از فیلم‌های این دوره بی‌خبر بوده، جالب باشد، اما عاشقان X-Men به فیلم نیم‌نگاه هم نمی‌اندازند. اگر انصاف را رعایت کنیم باید گفت برای The Darkest Minds تلاش زیادی صورت گرفته است؛ جنیفر نلسون (کارگردان Kung Fu Panda 2) صحنه‌های پرهیجان در داستان متلاتمش کم ندارد. در فیلم بچه‌ها می‌میرند، کتک می‌خورند، زنده زنده می‌سوزند و برای قدرت‌هایشان شکار می‌شوند. افراد استثنایی که قدرت‌هایشان از نبوغ فوق‌بشری تا کنترل ذهنی اجسام و نفس آتشین متغیر است، دارای درخشندگی متفاوتی در چشمانشان هستند. اما فیلم نه‌تنها یک کپی از عناوین دیستوپیایی با بچه‌هایی با قدرت‌های ماورالطبیعی است، بلکه بدترین‌شان هم محسوب می‌شود و مشکلش این است که اصلاً پیش نمی‌رود.

در دنیا انفجاری رخ می‌دهد و اکثر بچه‌های به شکل ناگهانی می‌میرند و 2 درصد با قدرت‌های فرابشری باقی می‌مانند. رئیس جمهور آمریکا (برادلی وایتفورد) از نوجوانانی با قدرت کنترل ذهن و اجسام می‌هراسد و با توجه به اینکه خودش پدر یکی از این بچه‌ها است، نیروی نظامی را اعزام می‌کند تا خطرناکترین آن‌ها را اعدام کرده و بقیه را به اردوگاه کار اجباری بفرستند. «رابی» (آماندلا استنبرگ) پروتاگونیست اصلی فیلم یک «نارنجی» است؛ دومین درجه رنگی خطرناک! اما توانسته با کنترل ذهنی بازرس‌ها خودش را به عنوان یک سبز جلوه دهد. با این حال نظامی‌های فوق‌العاده کلیشه‌ای فیلم (مثل وید ویلیامز در نقش کاپیتان) به او شک می‌کنند و سعی دارند که طی یک سری آزمایشات از ماهیت اصلی او مطمئن شوند که در نهایت پرستار دلسوز کمپ (مندی مور) او را فراری‌ می‌دهد. 30 دقیقه ابتدایی از کشش کافی برخوردار است و با اکشنی پرالتهاب، بیننده را برای کندوکاو در این دنیای عجیب، ترغیب می‌کند، اما طولی نمی‌کشد که متوجه خواهید شد فیلم قرار نیست (حداقل در این قسمت، اگر قسمت‌های دیگری در کار باشد) به جایی برسد.

رابی با گروهی از دیگر بچه‌های استثنایی که عبارتند از «زو» (میا چک) با قدرت الکتریسته، «چابز» باهوش (اسکایلن بروکز) و دوست نزدیکترش «لیام» (هریس دیکینسون) راهی سفری برای جستجوی بهشت موعود فیلم می‌شود. فراز و نشیب‌های زیادی در میانه راه وجود دارد؛ رابی از این که دوستانش از ماهیت رنگش مطلع شوند می‌ترسد. از طرفی یک شکارچی جایزه‌بگیر (گوئندولین کریستین) آن‌ها را تعقیب می‌کند و طبق کلیشه‌های نخ‌نما شده این ژانر، بچه‌ها نمی‌توانند با او مبارزه کنند. کلی دیالوگ و سکانس خام وجود دارد که در نهایت حس یک عنوان نیمه‌تمام را به بیننده منتقل می‌کنند. رابی را خیلی نمی‌شناسیم، فقط می‌دانیم در شب 10 سالگیش چشمانش نارنجی و درخشان شد؛ صبح روز بعد مادرش او را به خاطر نداشت و اکنون 16 سال دارد و به این امید از کمپ فرار کرده تا روزی به خانه‌اش باز گردد. حالا در این شش سال چه اتفاقی افتاده، ما که چیزی نفهمیدیم.

The Darkest Minds بی‌هدف بیننده را به دنبال خود می‌کشاند و او را در میانه راه با کلی سوال رها می‌کند. راستش دوره و زمانه این ژانر دیستوپیاها دیگر به سر رسیده و اگر قرار است فیلم تبدیل به یک فرنچایز شود، یا باید راهی برای تکامل پیدا کند یا همین اول کار بمیرد.

سه فیلم تازه اکران این هفته، The First Purge ،Skyscraper و Jurassic World: Fallen Kingdom را از جدول خارج کردند و دو انیمیشن Incredibles 2 و Teen Titans Go! To the Movies را در صف اخراج  از باکس آفیس قرار دادند. تایتان‌های نوجوان ثابت کردند با تمام جذابیت‌هایشان باز هم ساید کیک هستند و توان رقابت با ابرقهرمانان هالیوودی را ندارند، بنابراین با همان سرعتی که آمدند، قصد رفتن دارند. طبق روال هر هفته خودتان می‌توانید نگاهی به جدول باکس آفیس و فروش‌های آخر هفته داشته باشید.

 

فیلم رتبه فعلی رتبه هفته
گذشته
مدت زمان اکران
(هفته)
فروش آخر هفته
(میلیون دلار)
مجموع فروش تاکنون
(میلیون دلار)
Mission: Impossible - Fallout باکس آفیس Mission: Impossible – Fallout 1 1 2 35.0 124.5
باکس آفیس / Christopher Robin Christopher Robin 2 1 25.0 25.0
باکس آفیس / Christopher Robin The Spy Who Dumped Me 3 1 12.4 12.4
باکس آفیس / Christopher Robin Mamma Mia! Here We Go Again 4 2 3 9.1 91.3
باکس آفیس / Christopher Robin The Equalizer 2 5 3 3 8.8 79.9
باکس آفیس / Christopher Robin Hotel Transylvania 3: Summer Vacation 6 4 4 8.2 136.5
باکس آفیس / Christopher Robin Ant-Man and the Wasp 7 6 5 6.2 195.5
باکس آفیس / Christopher Robin The Darkest Minds 8 1 5.8 5.8
باکس آفیس / Christopher Robin Incredibles 2 9 7 8 5.0 583.1
باکس آفیس / Christopher Robin Teen Titans Go! To the Movies 10 5 2 4.9 20.8
منبع: IMDB

امیدواریم که از تریلرها و مطالب این هفته لذت برده باشید. شما دوستان می‌توانید نظرات و پیشنهادات‌ خود را جهت بهبود عملکرد این بخش با ما در میان بگذارید.

 

برای آگاهی از آخرین مقالات مجله پلازا در کانال تلگرام ما عضو شوید t.me/plazamag عضویت در کانال تلگرام
دیــدگاههای کاربـــران
بارگذاری ...
دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید

نشانی ایمیل شما در مجله خبری پلازا منتشر نخواهد شد. بخش‌هایی که با علامت * مشخص شده اند اجباری هستند.

0/1500
captcha