مفهوم زیبایی ؛ چرا چیزهای زیبا حس خوبی به ما می دهند؟

مفهوم زیبایی از نظر شما چیست؟ شما زیبایی را چگونه تعریف می‌کنید؟ در این مقاله قصد داریم مفهوم زیبایی را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار دهیم.

مفهوم زیبایی از مفاهیم مبهم و ناآشنا نیست. همه زیبایی را می‌بینند و آن را درک می‌کنند. زیبایی از نظر هر شخص متفاوت است و هرکس دیدگاه خاص خود را نسبت به مفهوم زیبایی دارد. تعریف زیبایی در گذر زمان تغییر می‌کند. ما معمولا زیبایی را از طریق تصاویر ذهنی خود تعریف می‌کنیم. شاید اگر از شما بخواهند زیبایی را تعریف کنید، بلافاصله چهره یک شخص معروف یا یک بازیگر به ذهنتان خطور کند و یا شاید مفهوم زیبایی را به یک منظره زیبا اطلاق کنید.

همه انسان‌ها زیبایی را دوست دارند و در هر کجا به دنبال آن می‌گردند. حس زیبایی‌ شناسی از جمله احساسات مشترکی است که همه ما آن را به شیوه‌های متفاوت درک و تجربه می‌کنیم. با اینکه این احساس در میان انسان‌ها مشترک است، اما با وجود این وجه اشتراک، دیدگاه، تعاریف و مصادیق هر شخص درباره  مفهوم زیبایی با شخص دیگری کاملا متفاوت است. به همین دلیل است که نمی‌توانیم یک تعریف واحد و مشخص را برای زیبایی بیان کنیم.

هیچکس تاکنون نتوانسته است یک تعریف کلی برای زیبایی ارائه دهد. حتی فلاسفه و روان‌شناسان نیز تعریف واحدی از زیبایی ندارند و بر این باورند که زیبایی امری نسبی است. در زمان‌های قدیم، شاعرها معیار و ملاک زیبایی را تعیین می‌کردند، اما در جوامع امروزی مفهوم و معیار زیبایی توسط رسانه‌های جمعی یا شبکه‌های اجتماعی تعریف می‌شود.

آیا شما تاکنون به مفهوم زیبایی فکر کرده‌اید؟ زیبایی در چه چیزهایی برای شما نمود پیدا می‌کند؟ ما در این مقاله معنای زیبایی و زیبایی‌ شناسی را در قرون مختلف تا به امروز مورد بررسی قرار می‌دهیم. اگر به دنبال مفهوم زیبایی هستید، تا پایان این مقاله با ما همراه باشید.

آنچه در این مقاله می‌خوانید:

 


مفهوم زیبایی چیست؟


 «زیبایی» توصیف یک ویژگی یا خصیصه‌ای برای حیوان، ایده، شی، شخص یا مکانی است که تجربه ادراکی از لذت یا رضایت را برای ما فراهم می‌کند. زیبایی به عنوان بخشی از زیبایی‌ شناسی، فرهنگ، روان‌شناسی اجتماعی، فلسفه و جامعه شناسی مورد مطالعه قرار گرفته‌ است. «زیبایی ایده‌آل» موجودیتی است که تحسین می‌شود و یا دارای ویژگی‌هایی است که به طور کامل به عنوان کمال در یک  فرهنگ خاص به زیبایی نسبت داده می‌شود. زشتی دقیقا نقطه مقابل زیبایی است.
مفهوم زیبایی شناسی
تجربه زیبایی غالباً شامل تعبیر برخی چیزها به عنوان توازن و هماهنگی با طبیعت است که می‌توانند منجر به احساس جذابیت و کمال عاطفی گردند. از آنجا که زیبایی می‌تواند یک تجربه ذهنی باشد، برخی فلاسفه اذعان دارند که زیبایی در چشمان بیننده خلاصه می‌شود. یعنی زیبایی هرچیز به نوع نگاه شما به آن بستگی دارد. معمولا نگرش‌های تجربی از چیزهایی که به عنوان مفهوم زیبایی در نظر گرفته می‌شوند، از طریق تفکرات و باورهای جمعی به افراد القا می‌شوند. همچنین گفته می‌شود که زیبایی دارای سطوح عینیت و ذهنیت مطلق نیست و قضاوت درباره حس زیبایی‌ شناختی تنها به صورت ذهنی انجام نمی‌شود.
برخی فلاسفه کلمه زیبایی را در واقع زیبایی نهان موجود در شخصیت ما تعریف می‌کنند، نه ظاهر بیرونی ما. آندره ژید نویسنده فرانسوی و برنده جایزه نوبل 1947 نیز درباره مفهوم زیبایی گفته‌ است:

ای کاش عظمت در نگاه تو باشد، نه در آن چیزی که به آن می‌نگری.

 


معنای زیبایی (Beauty) در یونان باستان


واژه  کلاسیک یونانی که در زبان فارسی به زیبایی یا زیبا و در زبان انگلیسی نیز به «Beauty» یا «Beautiful» ترجمه شده‌ است، کلمه «کالوس» kallos است که صفت آن نیز kalos است. با این حال، کالوس ممکن است در فارسی به عنوان «خوب» یا «با کیفیت خوب» و در انگلیسی نیز به عنوان «Good» یا «Of Fine Quality» نیز ترجمه شود. بنابراین معانی وسیع‌تری نسبت به زیبایی جسمی یا مادی دارد. به همین ترتیب، کالوس در ابتدا به معنای کلمه انگلیسی «Beauty» نبود و در وهله اول و مهمتر از همه برای انسان‌ها اعمال می‌شد و مفاهیم شهوانی را تلقین می‌کرد.

مفهوم زیبایی
کلمه یونانی Koine که برای اشاره به زیبایی استفاده می‌شد، hōraios بود؛ این کلمه صفتی است که از لحاظ اخلاقی از کلمه hōra به معنی «ساعت» می‌آید. بنابراین در کوین یونانی، زیبایی به معنای «در زمان مناسب خود» تعریف می‌شد. بدین ترتیب، یک میوه رسیده (به وقت مناسب خود) زیبا به نظر می‌رسید، در حالی که یک زن جوان که سعی داشت پیرتر به نظر برسد و یا زن پیری که تلاش می‌کرد جوان‌تر به نظر برسد، به عنوان زیبا و مفهوم زیبایی تلقی نمی‌شدند.
نخستین تئوری زیبایی غربی را می‌توان در آثار فیلسوفان اولیه یونان از دوره قبل از سقراطی، مانند فیثاغورس پیدا کرد. مکتب فیثاغورس نیز ارتباط مستقیمی میان ریاضیات و زیبایی پیدا کرد. آن‌ها همچنین خاطرنشان کردند که اشیاء متناسب با نسبت طلایی (Golden Ratio) جذاب‌تر به نظر می‌رسند. معماری یونان باستان نیز مبتنی بر دیدگاه تقارن و نسبت است.
افلاطون زیبایی را مفهومی (یا ایده‌ای) بالاتر از همه مفاهیم دیگر در نظر می‌گرفت. ارسطو نیز با استدلالی مبنی بر اینکه «فضیلت و برتری به زیبایی‌ها می‌پیوندند»، رابطه‌ای را میان زیبایی و فضیلت کشف کرد.
فلسفه و مجسمه‌های کلاسیک زن و مرد که مطابق با اصول فیلسوفان یونان از زیبایی‌های ایده‌آل انسانی ساخته شده‎ بودند، در اروپای رنسانس مجددا کشف شدند و این امر در نهایت منجر به اتخاذ معنایی مجدد برای «ایده‌آل کلاسیک» شد و بدین ترتیب، مفهوم هرآنچه که به این ایده مرتبط بود، به معنای واقعی تغییر پیدا کرد. از نظر زیبایی زنانه، زنی که ظاهر آن با این اصول مطابقت داشته‌ باشد، هنوز هم «زیبای کلاسیک» خوانده می‌شود یا گفته می‌شود دارای «زیبایی کلاسیک» است. زیبایی زن در تمدن غربی به عنوان مثال در تندیس مرمری و بی‌سر نیکه ساموتراس (Winged Victory of Samothrace) تعریف می‌شود. علاوه بر این پایه‌های بنا شده توسط هنرمندان یونانی و رومی استاندارد زیبایی مرد را نیز تعریف کرده‌اند.
مفهوم زیبایی / Winged Victory of Samothrace

در دوره گوتیک، معیار زیبایی‌شناسی کلاسیک را به عنوان موضوعی «معصیت‌آمیز» در نظر گرفته و آن را رد کردند. پس از آن، اندیشمندان رنسانس و اومانیست این دیدگاه را مردود اعلام کرده و زیبایی را محصول نظم عقلانی و نسبت‌های هماهنگ تعریف کردند. هنرمندان و معماران دوره رنسانس (مانند جورجیو واساری)، دوره گوتیک را به عنوان دوره‌ای غیرمنطقی و وحشیانه در نظر گرفتند و به شدت از آن انتقاد کردند. دیدگاه هنر گوتیک تا قرن نوزدهم و تا عصر رومانتیسم ادامه داشت.

 


معنای زیبایی در قرون وسطی


در قرون وسطی، فیلسوفان کاتولیک مانند توماس آکویناس، زیبایی را در میان صفات متعالی هستی در نظر گرفتند. آکویناس در کتاب مدخل الهیات (Summa Theologica) خود، سه شرط زیبایی را توصیف کرد: تمامیت (Integritas)، هماهنگی (Consonantia) و کلاریتاس (Claritas) به معنای درخشش فرم.

در معماری گوتیک قرون وسطایی و اواخر دوران قرون وسطی، نور (Light) زیباترین تجلی خداوند به حساب می‌آمد که در طراحی معماری نیز از آن استفاده می‌شد. شیشه‌های رنگین کلیساهای گوتیک شامل کلیسای نوتردام پاریس و کلیسای جامع شارتر، نمونه‌های بارز این موضوع محسوب می‌شوند.
حس زیبایی شناسی
عصر خرد، افزایش میزان یک علاقه به زیبایی را به عنوان یک موضوع فلسفی در نظر گرفت. برای نمونه، فرانسیس هاتچسون، فیلسوف اسکاتلندی استدلال کرد که زیبایی به معنای «همبستگی در تنوع و تنوع در همبستگی» است. شاعران رمانتیک نیز در آن عصر به ماهیت زیبایی توجه زیادی پیدا کردند و جان کیتس، شاعر برجسته مکتب رمانتیسم در یکی از شعرهای خود به نام «Ode On A Grecian Urn» درباره زیبایی چنین گفت:
زیبایی حقیقت است و حقیقت زیبایی
شما این را می‌دانید و این تمام چیزی است که باید بدانید
در دوره رمانتیک ادموند برک، نظریه‌پرداز فلسفه نیز تفاوت زیبایی را در معنای کلاسیک و متعالی آن در نظر گرفت.

 


زیبایی شناسی در قرن 20 و 21


در قرن بیستم، هنرمندان و فیلسوفان به طور فزاینده‌ای شروع به رد کردن مفهوم زیبایی کردند و این امر منجر به ایجاد تفکر ضدزیبایی پست‌مدرنیسم شد. این درحالی است که زیبایی دغدغه اصلی یکی از تأثیرگذاران اصلی پسامدرنیسم، یعنی فردریش نیچه بود که اظهار داشت میل و اراده به قدرت، میل و اراده به زیبایی است. پس از رد شدن زیبایی از سوی پست‌مدرنیسم، برخی از متفکران دوباره به زیبایی و مفهوم آن به عنوان یک ارزش مهم بازگشتند. گای سیرلو، فیلسوف و تحلیل‌گر آمریکایی نظریه جدید زیبایی خود را به عنوان تلاشی برای تأیید مجدد جایگاه زیبایی به عنوان یک مفهوم مهم فلسفی مطرح کرد. ایلین اسکار، پژوهشگر و مقاله‌نویس آمریکایی نیز اذعان دارد که زیبایی به عدالت مربوط می‌شود.

حس زیبایی شناختی
مفهوم زیبایی همچنین توسط روان‌شناسان و متخصصان علوم اعصاب در زمینه زیبایی‌ شناسی تجربی و عصب‌شناسی مورد بررسی قرار گرفته‌ است. نظریه‌های روا‌ن‌شناختی، زیبایی را نوعی لذت در نظر می‌گیرند. یافته‌های مربوط به همبستگی و تقارن نیز از این دیدگاه که اذعان دارد اشیاء زیباتر، دل‌نشین‌تر و دلپذیرترند، حمایت می‌کنند.

 


زیبایی انسان


توصیف یک شخص به عنوان شخصی زیبا چه به صورت فردی و چه به صورت جمعی، غالباً براساس ترکیبی از زیبایی‌های درونی صورت می‌گیرد که شامل عوامل روان‌شناختی مانند شخصیت، شعور، فضل، ادب، کاریزما، صداقت، هماهنگی و … می‌شود. ظرافت و زیبایی بیرونی (یعنی جذابیت بدنی) نیز شامل ویژگی‌های جسمی است که براساس اصول زیبایی‌ شناختی ارزیابی می‌شوند.

معیارهای زیبایی با گذشت زمان و براساس تغییر ارزش‌های فرهنگی تغییر پیدا کرده‌اند. از نظر تاریخی، نقاشی‌ها و اثرات هنری طیف گسترده‌ای از استانداردهای مختلف برای زیبایی را نشان می‌دهند. با این حال، انسان‌هایی که نسبتاً جوان‌‌اند، دارای پوستی صاف، اندام متناسب و ویژگی‌های منحصربه‌فرد ظاهری هستند، به طور سنتی در طول تاریخ به عنوان زیباترین افراد به شمار می‌آمدند.
حس زیبایی شناسی در انسان
یکی از شاخص‌های اصلی زیبایی جسمی «تناسب» است. معیارهای زیبایی ریشه در هنجارهای فرهنگی دارد که در طی قرن‌ها توسط انجمن‌ها و رسانه‌ها به وجود آمده‌اند. در سطح جهانی، این بحث مطرح می‌شود که برتری زنان سفیدپوست که در فیلم‌ها و تبلیغات نمایش داده می‌شوند، منجر به یک مفهوم اروپامحوری از زیبایی می‌شود و فرهنگ‌هایی را پرورش می‌دهد که زنان را نسبت به رنگ پوستشان حساس می‌‌سازد و این حس را به آن‌ها القا می‌کند که زنان سیاه‌پوست یا گندمگون مانند زنان سفیدپوست زیبا و جذاب نیستند.
بنابراین، جوامع و فرهنگ‌های مختلف در سراسر جهان تلاش می‌کنند تا نژادپرستی‌های حاکم در دنیا که ریشه طولانی در تاریخ بشر دارند را از بین ببرند. در دهه 1960 یک جنبش فرهنگی به نام «سیاه زیباست» برای از بین بردن این تفکر به وجود آمد.
برخی رسانه‌ها نیز با انتشار برخی عکس‌های اغراق‌آمیز از بازیگران و یا مدل‌ها، حس نارضایتی و ناامیدی را در زنان دیگری که این عکس‌ها را می‌بینند به وجود می‌آورند که باعث از دست دادن اعتماد به نفس و در نتیجه افسردگی خانم‌ها می‌شود. علاوه بر این، ایجاد شکاف و تفاوت گسترده‌تر میان اندازه ایده‌آل بدن و اندازه ایده‌آل اجتماعی، باعث ایجاد استرس در میان دختران جوانی می‌شود که در حال رشد هستند و دوران بلوغ خود را سپری می‌کنند. این موضوع همچنین ماهیت خطرناک معیارها و استانداردهای زیبایی را در جامعه برجسته می‌سازد.
مفهوم زیبایی شناسی
مفهوم زیبایی در مردان به عنوان Bishōnen در ژاپن شناخته شده‌ است. Bishōnen به مردانی با ویژگی‌های زنانه، ویژگی‌های جسمی که از سوی استاندارد زیبایی در ژاپن تعیین می‌شوند و به طور معمول در بت‌های فرهنگ پاپ خود به نمایش گذاشته می‌شوند اشاره دارد. با این حال ملل مختلف، ویژگی‌ها و ایده‌آل‌های متفاوتی برای تعریف زیبایی مردانه دارند. استانداردهای اروپامحور برای مردان شامل قد بلند، لاغری و داشتن بدنی عضلانی است. بنابراین، این ویژگی‌های شاخص از طریق رسانه‌های آمریکایی، مانند فیلم‌ها، سریال‌ها، جلد مجلات هالیوود و غیره به عنوان ویژگی‌های مطلق زیبایی و جذابیت به افراد جامعه القا می‌شوند.
ما در این مقاله مفهوم زیبایی را از زمان‌های گذشته تا به امروز مورد بررسی قرار دادیم. همانطور که خواندید، معیارها و استانداردهای زیبایی در گذر زمان تغییر می‌کنند و تعریف جامعه و بشر از مفهوم زیبایی نیز دستخوش تغییر قرار می‌گیرد. با این حال، باز هم نمی‌توانیم زیبایی را به صورت مطلق و در قالب یک جمله بیان کنیم؛ زیرا مفهوم زیبایی از نظر هر شخص متفاوت است و زیبایی برای هر فرد در قالب اشیا، حیوان، طبیعت و موارد دیگر تجلی می‌یابد. با در نظر گرفتن تمام این مسائل، در نهایت به این نتیجه می‌رسیم که انسان زیباست و زیبایی را دوست دارد. تعریف شما از مفهوم زیبایی چیست و زیبایی برای شما در چه چیزهایی نمود پیدا می‌کند؟ لطفا در قسمت ارسال دیدگاه، تعریف خود از زیبایی را برای ما بنویسید.
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می‌دهید
امتیاز به مطلب

چه امتیازی به این مطلب میدی؟

1 2 3 4 5
دیــدگاههای کاربـــران
بارگذاری ...
دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید

نشانی ایمیل شما در مجله خبری پلازا منتشر نخواهد شد. بخش‌هایی که با علامت * مشخص شده اند اجباری هستند.

0/1500
captcha
رحمتی 07 بهمن 1398، 11:11

چه جالب و متفاوت

بیتا هدایت پور 07 بهمن 1398، 13:10

😉🙏🌹

مهری 07 بهمن 1398، 11:11

👌🏻👌🏻👌🏻

بیتا هدایت پور 07 بهمن 1398، 13:09

🙏🙏🙏