مانکن بهتر بود یا دل ؟ مقایسه دو سریال شبکه خانگی با قلم بابک کایدان !

«دل» بعد از «مانکن» دومین سریال شبکه خانگی با قلم بابک کایدان بود که کارگردانی آن را منوچهر هادی برعهده داشت. در این یادداشت این دو سریال را با هم مقایسه کرده‌ایم تا بدانیم کدامیک موفق‌تر بوده است!

هفته گذشته قسمت پایانی سریال «دل» منتشر شد و بدین ترتیب پرونده دومین سریال شبکه خانگی با قلم بابک کایدان بسته شد. سریال «دل» ششمین همکاری مشترک بابک کایدان و منوچهر هادی در مقام فیلمنامه‌نویس و کارگردان است. این سریال برخلاف همکاری‌های قبلی این دو هنرمند به شدت با انتقادات و اعتراضات مخاطبان و منتقدان رو به رو شد و خیلی‌ها این سریال را ضعیف، سطحی و به شدت بی‌کیفیت نامیدند؛ اما با این حال باز هم مخاطبان زیادی را با خود همراه کرده بود. در این مطلب می‌خواهیم به شباهت‌ها و تفاوت‌های دو سریال «مانکن» و «دل»، به عنوان دو سریال شبکه خانگی با قلم بابک کایدان، بپردازیم.

کدام سریال را بیشتر دوست داشتید؟
40 رای

دو سریالی که تقریبا زمان شروع انتشارشان در شبکه خانگی با هم همزمان بود، هر دو سریال سریالی عاشقانه معمایی محسوب می‌شدند و از همه مهم‌تر نویسنده هر دو سریال یک نفر است. می‌خواهیم در اینجا بدانیم چرا «مانکن» به کارگردانی حسین سهیلی‌زاده نسبت به «دل» به کارگردانی منوچهر هادی با استقبال بیشتر و بهتری مواجه شد و با وجود ضعف‌های داستانی در هر دو سریال، مخاطبان مانکن را بیشتر پسندیدند و کمتر به جانش غر زدند! با مقایسه دو سریال «دل» و «مانکن» از منظرهای مختلف همراه ما باشید تا بررسی کنیم کدام فرمول‌ها در سریال شبکه خانگی با قلم بابک کایدان جواب می‌دهد و کدام‌یک به سریال لطمه زده است.

سریال شبکه خانگی با قلم بابک کایدان

آنچه در این مقاله می‌خوانید:

 


نگاهی به شخصیت‌پردازی‌ها


بابک کایدان فیلمنامه‌نویسی است که با استفاده از فرمول‌های مرسوم و امتحان پس داده سریال‌های ترکیه‌ای فیلمنامه سریال‌ها و فیلمهایش را می‌نویسد. اگر به آثار قبلی این نویسنده به خصوص آثار اخیرش نگاهی بیندازید متوجه می‌شوید که او تلاش کرده است با چیدن تعدادی شخصیت جذاب و درگیر کردن آنها با یکدیگر به روش‌های گوناگون هم پیچیدگی قصه‌اش را افزایش دهد و هم مخاطب را با روابط مختلف عاشقانه و داستان‌های فرعی این شخصیت‌ها، به دیدن ادامه سریال ترغیب کند. اوج این کار در دو سریال «مانکن» و «دل» اتفاق افتاده است.

در سریال «مانکن» شخصیت های کاوه (امیرحسین آرمان)، همتا (نازنین بیاتی)، کتایون صوفیان (مریلا زارعی) و اخگر (محمدرضا فروتن) کاملا با هم درگیر هستند تا یکدیگر را به دست بیاورند. در کنار این رابطه چهارضلعی، بهرام (فرزاد فرزین) و ژیلا (لیندا کیانی) هم یک درگیر یک رابطه عاشقانه فرعی دیگر هستند. در طول داستان «مانکن» بصورت مداوم این شخصیت‌ها یکدیگر را بطور موقت به دست می‌آوردند و یا پس می‌زدند. دقیقا همین اتفاق در سریال «دل» نیز رخ داده است. آرش (حامد بهداد) و نکیسا (کوروش تهامی) رستا با بازی ساره بیات را می‌خواهند. آوا خواهر ناتنی رستا که نقش او را طبق معمول اکثر آثار منوچهر هادی همسرش یکتا ناصر بازی کرده است، عاشق آرش است. از طرف دیگر رابی (مهراوه شریفی‌نیا) هم عاشق پسرخاله‌اش آرش است و چندین رابطه عاشقانه دیگر هم به همین صورت چندضلعی در سریال وجود دارد. سریال «دل» اولین ضربه را از همین روابط چندضلعی و تو در تو بیش از اندازه می‌خورد. تفاوت روابط چندضلعی «مانکن» و «دل» اینجاست که این روابط در سریال «مانکن» منطقی‌تر و تعدادشان کمتر است و برای مخاطب باورپذیرتر است.

سریال شبکه خانگی با قلم بابک کایدان

کاوه و همتا عاشق یکدیگرند و دو نفر دیگر فقط جهت انتقام گرفتن یا رسیدن به مقاصد شوم خود وارد رابطه با دو شخصیت اصلی سریال شده‌اند درحالیکه در سریال «دل» آنقدر تعداد روابط مرتبط با هم زیاد است که دیگر آن باورپذیری «مانکن» را ندارد و به کاریکاتوری از سریال‌های سطح پایین ماهواره و سریال‌های ترکیه‌ای تبدیل شده است. همین مسئله سبب شده است که فیلمنامه فرصتی برای پرداختن به شخصیت‌های مختلف نداشته باشد. اغلب کاراکترها با آن آرایش‌های غلیظ، کراوات و زندگی لاکچری در حد یک تیپ ضعیف باقی مانده‌اند. نه معلوم است از کجا آمده‌اند، نه معلوم است از چه خانواده‌ای هستند و نه مشخص است رفتار فعلی‌شان به چه دلیل است. این ضعف در سریال «مانکن» هم وجود دارد. به خصوص درباره کاراکترهای اخگر و اعضای خانواده‌اش یا پدر کتایون و یا بهرام و ژیلا کاملا مشخص است نویسنده در هر دو سریال نه می‌توانسته به گذشته اشاره کند و نه دغدغه و حوصله‌اش را داشته تا پیش‌زمینه‌ای از شخصیت‌های مختلفی که در سریال تاثیر دارند را ارائه دهد، در نتیجه به معرفی همین تیپ‌ها بسنده کرده است.

 


انتخاب بازیگران در دو سریال شبکه خانگی با قلم بابک کایدان


یکی از پاشنه‌آشیل‌های بزرگ سریال «دل» که در «مانکن» دیده نمی‌شود و بزرگترین تفاوت را بین این دو سریال شبکه خانگی با قلم بابک کایدان رقم زده است، نحوه انتخاب بازیگران است. برخلاف حسین سهیلی‌زاده که جسارت سپردن نقش‌های اصلی سریالش را به بازیگران جوان و حتی جویای نام دارد، منوچهر هادی عاشق استفاده از ستارگان گرانقیمت در آثارش ولو به قیمت زمین خوردن اثرش است. در دیدگاه منوچهر هادی هنوز محمدرضا گلزار و حامد بهداد جوانان جذاب تین‌ایجی هستند که می‌توانند در قالب کاراکترهای پسران کم سن و سال عاشق‌پیشه فرو روند. نه تنها بهداد و بیات و گلزار و یکتا ناصر، بلکه اغلب بازیگران سریال‌های منوچهر هادی به شدت با کاراکتری که بازی می‌کنند اختلاف سن دارند. درحالیکه نازنین بیاتی و امیرحسین آرمان در سریال مانکن در نقش دو جوان عاشق‌پیشه درخشیدند، بازیگران اصلی سریال «دل» با سن بالای چهل سال به شدت توی ذوق مخاطب می‌زدند.

سریال شبکه خانگی با قلم بابک کایدان

انتخاب سایر بازیگران هم در «دل» و «مانکن» بسیار تفاوت دارند. سهیلی‌زاده برای نقش‌های نسبتا فرعی سریالش از بازیگران درجه دو و حتی نابازیگران استفاده کرده است. این سبب شده که مخاطب از همان اول تکلیفش روشن باشد که قصه «مانکن» راجع به این چند نفر اصلی است و دیگران در حاشیه قرار دارند. اما منوچهر هادی برای جذب مخاطب شخصیت‌های فرعی سریالش را هم به ستارگان بزرگی سپرده است. شخصیت‌های فرعی که گاه چندین و چند قسمت از آنها خبری نیست و اصلا معلوم نیست بود و نبودشان چه تاثیری در سریال دارد! اساسا انتخاب ستاره برای کاراکتری که در فیلمنامه تاثیر خاصی ندارد و فقط در حد چندین قسمت حضور دارد واقعا کاری عبث و بیهوده است و نه تنها به اثر لطمه می‌زند، بلکه اعتبار آن بازیگر را هم خدشه‌دار می‌کند.

 


نحوه فصل‌بندی دو سریال شبکه خانگی با قلم بابک کایدان


فصل‌بندی و تعداد قسمت‌های سریال «دل» نیز از دلایل شکست آن و اعتراضات مخاطبان به این اثر بود. اصولا باید این را بپذیریم که در ایران فصل‌بندی سریال‌ها هیچ مبنای مشخصی ندارد. در اکثر موارد به خصوص در تلویزیون فصل‌های بعدی یک سریال زمانی ساخته می‌شود که مخاطبان از آن استقبال کنند. همین هم می‌شود که اکثرا به دلیل نبود داستان مشخص و یا عدم حضور برخی بازیگران اصلی گاهی اوقات کیفیت فصل دوم یا سوم یک سریال با فصل‌های قبلی آن زمین تا آسمان فرق می‌کند.

این روال عجیب را سریال «پایتخت» کمی دچار تغییر کرد و توانست به شش فصل برسد، اما یکی دو سالی است که سریال‌های نمایش خانگی تعداد قسمت‌های خود را به دو یا سه پارت تقسیم می‌کنند و هر جای داستان دلشان بخواهد عنوان قسمت آخر فصل را می‌گذارند و ادامه سریال را به فصل آتی موکول می‌کنند. اوج این کار عجیب و غیرمنطقی امسال با سریال‌های «همگناه» و «دل» اتفاق افتاد.

سریال شبکه خانگی با قلم بابک کایدان

در حالیکه بنا به گفته‌های بابک کایدان سریال دل قرار بود در بیست و هشت قسمت تولید شود و فیلمنامه‌اش هم بیست و هشت قسمتی بوده، تیم تولید و در راس آن منوچهر هادی در حدود چهارده قسمت را به آن اضافه کرده بودند.  مهمترین تفاوتی که «مانکن» با «دل» داشت این بود که تعداد قسمت‌های خود را بی‌دلیل کش نداد و حتی در قسمت‌های میانی سریال ریتم تند اثر به محبوبیت و پرمخاطب شدن آن بسیار کمک کرد. این سمت اما منوچهر هادی با دقایق زیادی آنچه گذشت و سکانس تکراری و موزیک ویدیو تعداد قسمت‌ها را بدون داشتن قصه افزایش داد و برخی گره‌های کوچک فیلمنامه را بعد از ده قسمت باز کرد تا به اصطلاح کفر مخاطبان را دربیاورد و یک توهین آشکار به تمام دنبال‌کنندگان سریالش داشته باشد.

 


به کارگیری صحیح تدوین، موسیقی و روایت درست قصه


تدوین و موسیقی دو عنصر بسیار مهم در آثار سینمایی و تلویزیونی هستند که اگر از آنها درست و به جا استفاده شود می‌توانند اثر را چندین برابر جذاب‌تر کنند، اما منوچهر هادی به گونه‌ای از این ابزار استفاده کرد تا سریالش به ضعیف‌ترین حالت ممکن برسد. موزیک ویدیوهای تکراری، کند و ضعیف که بیشتر کلیپی برای معرفی بازیگران سریال به نظر می‌آمد تا موزیک ویدیو‌های در خدمت قصه در کنار رفت و برگشت‌های زمانی ناگهانی، سبب می‌شد که گاهی اوقات در طول یک قسمت اصلا مشخص نشود چه پیشرفتی در قصه حاصل شد و اصلا شخصیت‌هایی که نشان داده می‌شوند کجا و در چه زمانی قرار دارند!

برعکس «مانکن» با وجود بهره بردن از خواننده‌ای توانمند چون فرزاد فرزین اصلا در استفاده از ترانه و موزیک ویدیو زیاده‌روی نکرد و به جای پر کردن سریال از ترانه، سعی کرد قصه‌اش را روایت کند.

سریال شبکه خانگی با قلم بابک کایدان

در کنار موسیقی و تدوین، نوع روایت این دو سریال شبکه خانگی با قلم بابک کایدان هم با هم متفاوت بود. درحالیکه هر دو قصه کمی تا قسمتی تم معمایی ماجراجویی داشتند، «دل» برخلاف «مانکن» آنقدر با ریتم کند روایت می‌شد که نه شخصیت‌ها توان پیگیری و دست یافتن به حقیقت را داشتند و نه مخاطب هیجان فهمیدن حقیقت و اتفاقات طول قصه را اما «مانکن» هر چه جلوتر رفت و معمایی‌تر شد، با ریتم و سرعت بالاتری روایت می‌شد و در یک قسمت، کلی اتفاق می‌افتاد که سبب می‌شد مخاطب تمایل و هیجان بیشتری برای پیگیری داستان داشته باشد. حتی «مانکن» در سکانس‌های تعلیق‌آمیز تمام می‌شد تا ذهن مخاطب را درگیر کند و تماشاگر منتظر قسمت بعد باشد، اما در سریال «دل» اصلا این موضوع مهم سریال‌سازی در نظر گرفته نشد بود و هادی هرجا دلش خواسته بود و زمان کلیپ‌هایش به چهل دقیقه رسیده بود دکمه کات را زده بود و قسمت را بدون نتیجه‌گیری با تعلیق خاصی پایان داده بود. تمام این موارد سبب شده بودند «مانکن» نوع روایت بهتر و ریتم تندتری نسبت به «دل» داشته باشد و مخاطبان را تا آخرین لحظه با خود همراه کند.

 


کلام آخر


در این مطلب سعی کردیم به تفاوت‌های دو سریال شبکه خانگی با قلم بابک کایدان بپردازیم و دلایل اینکه چرا «مانکن» سریال پرمخاطب‌تر و بهتری نسبت به «دل» است را با هم بررسی کنیم. درست است که سریال «مانکن» هم از ضعف‌های مفرطی رنج می‌برد و فیلمنامه‌ای که کایدان برای آن نوشته بود پر از اتفاقات غیرمنطقی و اصطلاحا حفره بود، اما کارگردانی خوب حسین سهیلی‌زاده توانست بسیاری از این ضعف‌ها را تا حد زیادی پوشش دهد؛ کاری که منوچهر هادی برای سریال «دل» به هیچ‌ وجه نتوانست انجام دهد و عملا یک شکست بزرگ و مفتضحانه را در کارنامه تمام عوامل آن رقم زد.

سریال شبکه خانگی با قلم بابک کایدان

در انتهای این مطلب شما مخاطبان مجله پلازا نظرات خود درباره این دو سریال که بابک کایدان فیلمنامه‌ی آنها را نوشته بود را با ما در میان بگذارید و برایمان بنویسید به نظرتان «مانکن» نسبت به «دل» موفق‌تر بود؟ اگر جنین بوده، آیا با دلایل ما در پلازا موافقید یا به نظرتان موفقیت «مانکن» و شکست «دل» دلایل دیگری نیز داشته است!؟

5
12345
امتیاز به مطلب

چه امتیازی به این مطلب میدی؟

1 2 3 4 5
دیــدگاههای کاربـــران
بارگذاری ...
دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید

نشانی ایمیل شما در مجله خبری پلازا منتشر نخواهد شد. بخش‌هایی که با علامت * مشخص شده اند اجباری هستند.

0/1500
captcha
غزال 19 مهر 1399، 23:12

به نظر من دل با وجود اشکالاش داستان جالبتری داشت نسبت به مانکن. دلیل این که ضعف های دل انقدر تو چشم زد هم بخاطر طولانی شدن زیادی سریالش بود هم بخاطر اینکه همزمان شد با کرونا و قرنطینه و مردم از بیکاری دنبال کردن سریالو و تو فضای مجازی زیاد صحبت شد راجع بهش، همین باعث شد که کوچکترین ایراداش هم خیلی بزرگنمایی بشه. وگرنه سریال مانکن هم خیلی مسخره بود، بازی فروتن خیلی خنده دار بود، داداش اخگر چاقو تو شیکمش میخوره بعد تکلمشو از دست میده!! و فلج میشه کلی دقیقه هم نامه نگاری رو وایتبرد و زمین خوردن پا شدن ایشونو نشون میداد، کاراکتر فرزاد فرزین بشدت سطحی و مسخره و بی مزه بود، کاراکتر لیندا کیانی تیر تو شونه ش میخوره زرت می میره، پلیس میاد بالای جنازه ی اخگر پای بیسیم میگه "بفرمایید"، به زن اخگر تو بیمارستان رو شکم شوک قلبی میدادن و... تو اون سریالم پره از لاکچری بازی و طراحی لباس عجیب. خلاصه که این داستانا تخیلات جناب کایدان عزیزه کلا، راه حل تموم کردن این مزخرفاتم اینه که دیگه نبینیم سریالاشو. اشکالایی که از سریال گرفتین خیلی بجا بود ولی فکر می کنم در کل یه جذابیتایی هم داشت که مخاطبو دنبال خودش کشوند تا آخر. ولی خواهشا به مانکن هم به عنوان یه سریال موفق نگاه نکنین آدم خندش می گیره والا