فرد مضطرب دنیا را چگونه تجربه میکند؟
تکنیک تکرار ورزی شناختی چگونه به درمان اضطراب کمک می کند؟
بیمار دچار اختلال اضطرابی از غیر منطقی بودن واکنش های هیجانی افراطی خود نسبت به موضوعات اضطراب زا آگاه است، با این وجود به دلیل عدم توانمندی در مواجهه سازنده با ترسها، ملزم به کناره گیری و یا عدم استفاده از رفتارهای ایمنی بخش است. یکی از بهترین روش های درمان نوین برای اصلاح این ناهمخوانی بین خيـال و واقعیت در دنیای فرد مضطرب مواجهه (confrontation) است. بر اساس این تکنیک درمان اضطراب در مواجهه، افراد را با موضوعات واقعی یا بازنمایی های ذهنی آنها مواجهه می کنیم.
در واقع نه تنها موضوعات واقعی یا تصور آنهـا، بلکه گفتگو در مورد واژه های مربوط به موضوعات اضطراب زا می تواند در بیماران واکنش هیجانی افراطی اضطراب را ایجاد کند.
در این رویکرد وظیفه درمانگر این است که با استفاده از درمان «تکرارورزی شناختی» ادراک تحریف شده بیمار در ارتباط با هر نوع تهدید در زندگی را اصلاح و بهبود بخشد. از آنجاکه مواجهه با موضوعات واقعی یا خیالی به خاموشی منجر می شود، از این رو مواجهه با واژه های هراس برانگیز و تکرار آنها نیز به همان شکل خاموشی به همراه دارد. با این تفاوت که کاهش واکنش ها در طول مواجهه واقعی زمان بیشتری به طول می انجامد اما در این روش خوشبختانه واکنش های برانگیخته به سرعت کاهش می یابند.
فهرست عناوین مطلب:
اضطراب چیست؟
انواع اختلالات اضطرابی از جمله اختلال های روانی محسوب میشوند که از شیوع بسیار بالایی برخوردارند. با ظهـور انـواع جدیدتر داروها و پروتکل های درمان در حوزه روان درمانی، شناخت بیشتر این اختلال و تعداد افرادی که به دنبال درمان هستند رو به فزونی است. اضطراب تا کنون از منظر بیماران و متخصصان بهداشت روان از اولویت کمتری برخوردار بوده است. دليـل اول این کم توجهی این است که افراد مبتلا به اضطراب علی الخصوص اضطراب فراگیر (GAD) آن را تشخیص نمی دهند و اگر تشخیص دهند آن را قابل درمان نمی دانند و یا از انواع روش های مؤثر روان درمانی در دسترس برای تشخیص و درمان اضطراب اطلاع ندارند.
تمام اختلال های روانی مانند اضطراب محدودیت های جدی بر عملکرد روزانه شخصی و اجتماعی بیماران و اعضای خانواده آنها اعمال می کند و در محل کار عملکرد مطلوبی ندارد.این سناریو محدودیتی برای ابراز پتانسیل های بالقوه بیمار است که این عملکرد پایینتر از سطح بهینه به نوبه خود باعث کاهش بازده کلی می شود.
تکرار ورزی شناختی، درمانی نوین برای اضطراب

تکرار ورزی در واقع نوعی رویکرد درمانی نوین برای مواجهه کلامی با پیامدهای ترسناک و غیرقابل پیش بینی را شرح می دهد که در بیماران مبتلا به اضطراب قابل مشاهده است. این رویکرد شناخت هـای ترسناک استنباط شده درباره پیامدهای ناشی از افکار اضطراب زا و یا نزدیکی با موضوعات نگران کننده را برجسته می سازد. همچنین با استفاده از چهار مؤلفه که تجزیه و تحلیل« OBCD» نامیده می شود یک روش ساده برای بیماران مبتلا به اضطراب معرفی می کند. افراد مبتلا به این اختلال معمولاً ذهنشان مشغول است و صرفا با به کار گیری اجبار یا اجتناب از واکنش های برخواسته از موضوعات و عوامل راه انداز، اضطراب را مدیریت می کنند. در حالی که از منظر روان شناختی استنباط آنها در مورد پیامدهای نگران کننده بایستی بدون هیچ گونه اقدام اجباری و اجتناب مورد بررسی قرار گیرد.
در مواجهه کلامی بیمار تشویق به شناسایی پیامدهای ترسناک می شود. سپس شناخت ترسناک را به لحاظ زمانی تغییر داده و آن را به طور شفاهی بیان و تکرار می کند. تکرارهای کلامی هـم موجـب عـادت شده و هم عملاً منجر به فهم عملی این می شوند که پیامدهای ترسناک ذهنی واقعاً تهدید کننده نیستند.
به منظور چگونگی و نحوه کاربرد تکنیک تکرار ورزی شناختی به شرح مختصری از شیوه اجرای این روش میپردازیم. در طی سالیانی متمادی کار درمان با افراد مضطرب می توان فهمید که افراد مبتلا هنگام بازگو کردن مشکلاتشان اغلب از افعال زمان آینده استفاده می کنند. به عنوان مثال جملات افراد مضطرب به این شکل است:
- ۱. برادرم نابود خواهد شد.
- ۲. مادرم نابود خواهد شد.
- ۳. من نابود خواهم شد.
- ۴. من مسئول این نابودی خواهم بود.
بکار گیری زمان آینده در صحبت های این افراد جالب است. در واقع ایده مدل تکلم آنان پیش فرض اصلی تکنیک تکرار ورزی شناختی است که تلاش میکند مدل تکلم در این افراد به لحاظ شناختی تغییر می یابد. از آنجایی که مدل تکلم، انتخاب لغات، لحن گوینده همواره بر هیجان و رفتارها تأثیر می گذارند میتوان با تغییر تکلم بر هیجان منفی که تجربه میشود تاثیرات قابل توجهی ایجاد نمود. پیشنهاد این تکنیک درمانی تغییر جملات از زمان آینده به زمان گذشته است.
جملات بالا پس از تغییر به زمان گذشته به شکل زیر درخواهد آمد:
- ۱. برادرم نابود شده است.
- ۲. مادرم نابود شده است.
- ۳. من نابود شده ام.
- ۴. من مسئول این نابودی بوده ام.
جهت اصلاح مدل تکلم مراجع، از او خواسته میشود جملات فوق را تکرار کنـد. فکر «نابودی» موجب اضطراب در فرد میشود. فرد مضطرب گمان می کند که تکرار یک فکر آن را به واقعیت عینی تبدیل خواهد کرد. پیش از اجرای این تکنیک لازم است تفکر جادویی فرد را اصلاح شود. در تفکر جادویی شخص این گونه فکر می کند که صرف مرور ذهنی برخی واژه ها منجر به رویدادهای فیزیکی در محیط خارجی خواهد شد. تکرار واژه نابودی در ذهن ، در واقعیت منجر به نابودی خانواده خواهد گشت. تفکر جادویی فرد به این صورت اصلاح می شود که تنها با تکرار افکار در ذهن خود نمی تواند رویداد فیزیکی ایجاد کند و قادر به خلق رخدادهای بیرونی نخواهد بود. بدین ترتیب فرد ایـن ایـده را می پذیرد که تفکر صرف نمی تواند منجر به رخدادهای بیرونی شود.
بعلاوه رابطه بین زمان های (گذشته، حال و آینده) و ارتباطات عصبی برای مراجع شرح داده میشود. به او گفته میشود سه زمان گذشته، حال و آینده را ABC نام گذاری کنیم. زمان گذشته =A، زمان حال=B و زمان آینده =C.
ایـن سـه زمان در مغز ارتباط عصبی یکسانی ندارند. ما می توانیم برای هر یک از آنها مناطق جداگانه ای در مغز پیش بینی کنیم. با این فرض، مراکز متناظر با این سه زمان در مغز را به توان ABC(A برای گذشته، B برای حال و C برای آینده) می نامیم. هر زمان که شخص از زمان گذشته استفاده می کند اطلاعات به مرکز A در طول استفاده از زمان حال اطلاعات به مرکز (B) و در طول استفاده از زمان آینده اطلاعات به مرکز (C) فرستاده می شود.
نگاه اضطراب به سوی آینده است، یعنی ترس از آینده. هرگاه ذهن تحت تأثير ترس قرار می گیرد، زبان شفاهی آینده گرا و مرکز C در مغز فعال تر می شود. ترس در طول سال ها باعث می شود مرکز C در مغز فعال تر مانده و فرد همچنان در برابر هر پیشامدی اضطراب شدیدی تجربه کند.
اگر مدل تکلم را در جملات بالا تغییر دهیم اطلاعات به مرکز C در مغز ارسال نشده و اضطراب مربوط با این واژه ها تسکین خواهد یافت. بعد از توضیح، تکرار واقعی جملات تنش زای مبدل شده در دستور کار قرار خواهد گرفت. تکرار بسیاری از واژگان و جملات مرتبط با اضطراب را به عنوان «تمرين» برچسب گذاری می شود و موضوعات و موقعیت های بسیاری که با ترس و اضطراب همراه بودند شناسایی میشوند.
منبع : دکتر ترانه موذنی
