بهترین انیمه ها با موضوع خاورمیانه

کاظم ظریف - انتشار: 13 دی 1404 10:00
ز.م مطالعه: 12 دقیقه
-

تصور کنید قهرمانی با شمشیر سامورایی اما در لباس‌های باستانی ایرانی می‌جنگد، یا جادوگری که به جای ورد خواندن به ژاپنی، از طلسم‌های هزار و یک شب استفاده می‌کند. این جادوی ترکیب دو دنیای متفاوت است: دنیای پر از رنگ و تخیل انیمه ژاپنی و دنیای پر از رمز و راز و تاریخ خاورمیانه.

برای دهه‌ها، خاورمیانه در ذهن انیمه‌سازان ژاپنی سرزمینی رویایی بود؛ جایی پر از شن‌های روان، غول‌های چراغ جادو و گنج‌های پنهان. در سال‌های دور (دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی)، ژاپنی‌ها با نگاهی توریستی و گاهی فانتزی به سراغ داستان‌هایی مثل سندباد و علاءالدین می‌رفتند. اما هر چه گذشت، این نگاه عمیق‌تر و پخته‌تر شد. انیمه‌های امروزی دیگر فقط دنبال قالیچه پرنده نیستند؛ آن‌ها تاریخ پیچیده ایران باستان، سیاست‌های امپراتوری عثمانی و حتی فلسفه‌های عمیق اسلامی را دستمایه خلق شاهکارهایی کرده‌اند که مخاطب را میخکوب می‌کند.

انیمه‌هایی با موضوع خاورمیانه

امروز در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که حتی خود کشورهای خاورمیانه (مثل عربستان) با ژاپن همکاری می‌کنند تا داستان‌های خودشان را بسازند. این مطلب قرار است شما را به یک سفر هیجان‌انگیز ببرد. سفری در میان چنیدن انیمه برتر که هر کدام به نوعی با فرهنگ، تاریخ و اساطیر منطقه ما گره خورده‌اند.

افسانه قهرمانی ارسلان (The Heroic Legend of Arslan)

افسانه قهرمانی ارسلان (The Heroic Legend of Arslan)

اگر بخواهیم انیمه‌ای را نام ببریم که با تمام وجود به تاریخ و فرهنگ ایران ادای احترام کرده، بدون شک آن اثر افسانه قهرمانی ارسلان (Arslan Senki) است. این انیمه برای ما ایرانی‌ها چیزی فراتر از یک سرگرمی است؛ انگار داریم بخشی از تاریخ گمشده خودمان را با گرافیک جذاب ژاپنی تماشا می‌کنیم.

ماجرا در ورژنی خیالی اما به‌شدت آشنا از پارس (Pars) می‌گذرد. پایتخت این کشور، شهر باشکوه اکباتان (همدان امروزی) است. پارس کشوری قدرتمند و ثروتمند است که ارتشی شکست‌ناپذیر دارد. اما پادشاه مغرور پارس، آندراگوراس، در دامی که کشور مذهبی و متعصب لوزیتانیا پهن کرده، گرفتار می‌شود. ارتش پارس در دشت آتروپاتن (آذربایجان) شکست می‌خورد و پایتخت سقوط می‌کند. در این میان، شاهزاده‌ای ۱۴ ساله به نام ارسلان که پسری مهربان و دل‌رحم است (و اصلا شبیه پدر خشنش نیست)، موفق به فرار می‌شود. ارسلان باید با کمک سرداران وفادارش مثل داریون (که یک جنگجوی سیاهپوش و رستم‌گونه است) و نارسوس (که وزیر و استراتژیستی نابغه است)، لشکری جمع کند و تاج و تختش را پس بگیرد.

جزئیات این انیمه هوش از سرتان می‌برد. نام‌ها همه ریشه تاریخی دارند: گیو، طوس، قباد، خسرو. معماری شهرها یادآور تخت جمشید است و سیستم نظامی پارس دقیقاً شبیه سواران زره‌پوش ساسانی طراحی شده است. اما جذابیت اصلی داستان در تقابل اندیشه‌هاست. ارسلان فقط نمی‌خواهد بجنگد؛ او می‌خواهد بداند چرا کشورش سقوط کرد؟ او می‌خواهد برده‌داری را لغو کند و پادشاهی عادل باشد. این انیمه دو نسخه دارد: نسخه قدیمی دهه ۹۰ که فضایی هنری و کلاسیک دارد، و نسخه جدید سال ۲۰۱۵ که اکشن‌تر و مدرن‌تر است. دیدن این انیمه برای هر ایرانی واجب است، چون حس غرور و البته تلخی شکست و پیروزی را همزمان به شما می‌دهد.

همچنین بخوانید:

جادوگر: جادوگری در مغولستان (Tenmaku no Jadugar)

جادوگر: جادوگری در مغولستان (Tenmaku no Jadugar)

داستان در قرن سیزدهم میلادی و در اوج حملات ویرانگر مغول می‌گذرد. قهرمان ما دختری ایرانی به نام ستاره (Sitara) است که در شهر توس (در خراسان امروزی) زندگی می‌کند. ستاره دختری معمولی نیست؛ او شیفته کتاب، علم و ستارگان است و در دورانی که دانش در حال شکوفایی بود، پرورش یافته. اما طوفان مغول از راه می‌رسد. شهر توس ویران می‌شود، خانواده ستاره کشته می‌شوند و او به اسارت گرفته می‌شود. ستاره که حالا نامش به فاطمه تغییر کرده، به عنوان کنیز به دربار مغول‌ها برده می‌شود. او در آنجا نه با شمشیر، بلکه با سلاحی خطرناک‌تر تصمیم به مبارزه می‌گیرد: دانش. او وارد خدمت تورگینه خاتون (همسر قدرتمند اوگتای خان) می‌شود و با استفاده از علم طب، نجوم و ریاضیات (که برای مغول‌های بیابان‌گرد شبیه به جادوگری است)، راهش را به مرکز قدرت باز می‌کند.

این انیمه یک اتفاق تاریخی است. نه تنها قهرمان اصلی آن یک دختر ایرانی باهوش و واقعی (فاطمه خاتون) است، بلکه استودیوی سازنده‌ی آن (Science SARU) به سبک‌های هنری خاص و روان‌گردانش معروف است. تصور کنید ترکیب معماری ایرانی شهر توس و لباس‌های مغولی با آن انیمیشن منحصربه‌فرد چه شاهکاری خواهد شد. این اثر داستان قدرت دانش ایرانی در برابر شمشیر مغول است؛ نبردی که در آن کلمات و فرمول‌ها، برنده‌تر از فولاد عمل می‌کنند. نام این انیمه را به خاطر بسپارید، چون قرار است به زودی صدای آن در همه جا بپیچد.

مگی: هزارتوی جادو (Magi: The Labyrinth of Magic)

مگی: هزارتوی جادو (Magi: The Labyrinth of Magic)

انیمه مگی مثل یک انفجار رنگ و نور در دنیای انیمیشن است. تصور کنید تمام قصه‌های هزار و یک شب را در یک مخلوط‌کن ریخته‌اید و به آن چاشنی انیمه‌های شونن (اکشن پسرانه) اضافه کرده‌اید. نتیجه می‌شود دنیایی که هم آشناست و هم کاملاً جدید.

جهان‌سازی بی‌نظیر داستان در دنیایی می‌گذرد که پر از برج‌های عجیب و سر به فلک کشیده است؛ برج‌هایی که به آن‌ها سیاه‌چال (Dungeon) می‌گویند. هر کس جرأت کند و وارد این برج‌ها شود و زنده بیرون بیاید، صاحب قدرتی عظیم به نام جن می‌شود. قهرمان داستان ما کیست؟ علاءالدین. اما نه آن علاءالدین جوان و عاشق‌پیشه دیزنی. اینجا علاءالدین یک پسربچه کوچک، بامزه و بسیار مرموز است که یک فلوت جادویی دارد و غولی آبی‌رنگ و بی‌سر (به نام اوگو) از آن بیرون می‌آید. همراه او، علی‌بابا است. جوانی با موهای طلایی که گذشته‌ای تلخ در محله‌های فقیرنشین دارد و آرزویش این است که سیاه‌چالی را فتح کند و مردمش را نجات دهد. و البته نمی‌توان از سندباد گذشت؛ پادشاهی کاریزماتیک، خوش‌تیپ و زیرک که حاکم سرزمین سندریا است و هفت جن قدرتمند در اختیار دارد.

سیستم جادویی انیمه بر اساس مفهوم رخ (Rukh) بنا شده؛ پرنده‌های نورانی که جریان سرنوشت را تعیین می‌کنند. علاءالدین در این دنیا یک مگی است؛ یعنی جادوگری که وظیفه‌اش انتخاب پادشاهان و هدایت جریان سرنوشت است. تماشای رشد علی‌بابا از یک راننده گاری ساده به یک رهبر انقلابی، و تلاش سندباد برای ایجاد اتحاد جهانی بدون جنگ، این انیمه را به یکی از بهترین فانتزی‌های دهه اخیر تبدیل کرده است.

شوکوکو نو آلتایر (Shoukoku no Altair)

شوکوکو نو آلتایر (Shoukoku no Altair)

اگر ارسلان درباره شمشیر و حماسه بود، شوکوکو نو آلتایر (یا آلتایر: سندی بر جنگ‌ها) درباره مغز و استراتژی است. این انیمه با چنان دقتی سیستم سیاسی و نظامی امپراتوری عثمانی را بازسازی کرده که مورد تحسین مورخان قرار گرفته است. نویسنده مانگا، کوتونو کاتو، خودش تحصیل‌کرده تاریخ ترکیه است و این دانش در تک‌تک فریم‌های انیمه موج می‌زند.

ماجرا در قاره‌ای خیالی به نام روملیانا می‌گذرد (اشاره به منطقه روملی در عثمانی). قدرت اصلی منطقه، کشوری به نام ترکیه بزرگ (Türkiye) است. این کشور پادشاه ندارد؛ بلکه توسط شورایی از ژنرال‌ها یا همان پاشاها اداره می‌شود که به آن دیوان می‌گویند. قهرمان ما، طغرل محمود پاشا است. او جوان‌ترین پاشای تاریخ کشور است که به خاطر هوش سرشار و مهارتش در کنترل عقاب طلایی‌اش (اسکندر)، به این مقام رسیده. محمود پاشا از جنگ متنفر است، چون در کودکی روستایش در جنگ سوخته و مادرش را از دست داده. او می‌خواهد از کشورش با دیپلماسی محافظت کند. اما دشمنی قدرتمند در کمین است: امپراتوری بالت-راین (که نمادی از امپراتوری مقدس روم و آلمان است). آن‌ها جنگ‌طلب، بی‌رحم و توسعه‌طلب هستند.

این انیمه کلاس درس سیاست است. محمود پاشا یاد می‌گیرد که گاهی برای جلوگیری از جنگ، باید آماده جنگ بود. او سفر می‌کند، جاسوسی می‌کند، با دولت‌شهرهای تجاری (مثل ونیز) معامله می‌کند و یاد می‌گیرد که اقتصاد می‌تواند سلاحی برنده‌تر از شمشیر باشد. طراحی لباس‌ها در این انیمه خیره‌کننده است. جزئیات لباس‌های ینی‌چری‌ها، معماری مساجد، بازارهای فرش و حتی غذاهای سنتی ترکی با وسواسی عجیب به تصویر کشیده شده‌اند. آلتایر انیمه‌ای است برای کسانی که از اکشن‌های بی‌مغز خسته شده‌اند و دنبال داستانی هستند که ذهنشان را به چالش بکشد.

هزار و یک شب (The Thousand and One Nights - 1969)

هزار و یک شب (The Thousand and One Nights - 1969)

برگردیم به گذشته. به سال ۱۹۶۹. زمانی که اوسامو تزوکا (که او را خدای مانگا و والت دیزنی ژاپن می‌نامند) تصمیم گرفت کاری کند کارستان. او می‌خواست ثابت کند انیمیشن فقط کارتون برای بچه‌ها نیست. او می‌خواست انیمیشنی بسازد که بزرگسالان را میخکوب کند. و برای این کار، چه منبعی بهتر از نسخه اصلی و سانسور نشده‌ی هزار و یک شب؟

این فیلم داستان مردی به نام الدین را روایت می‌کند. اما اشتباه نکنید، او قهرمان نیست. او مردی فقیر، هوس‌باز و جاه‌طلب در بغداد است که چهره‌اش عمداً شبیه به بازیگر فرانسوی ژان پل بلموندو طراحی شده. الدین در پی ثروت و قدرت، وارد ماجراهایی عجیب می‌شود که پر از عشق، خیانت، جادو و تراژدی است.

دیدن این انیمه مثل دیدن یک خواب عجیب است. سبک هنری آن ترکیبی از مینیاتورهای ایرانی، نقاشی‌های کوبیسم، سایه‌بازی و هنر مدرن است. موسیقی متن فیلم، راک روان‌گردان (Psychedelic Rock) دهه شصتی است که فضایی وهم‌آلود به فیلم داده. البته باید هشدار داد: این انیمه نگاهی غربی و گاهی شرق‌شناسانه (Orientalist) به خاورمیانه دارد و صحنه‌هایی دارد که ممکن است با فرهنگ اسلامی همخوانی نداشته باشد. اما به عنوان یک اثر هنری آوانگارد، نشان می‌دهد که پتانسیل داستان‌های خاورمیانه‌ای چقدر بالاست و چطور می‌توان از دل افسانه‌های کهن، درامی روان‌شناختی و مدرن بیرون کشید.

سندباد (Sinbad's Adventures - 1975)

سندباد (Sinbad's Adventures - 1975)

امکان ندارد ایرانی باشید و صدای دوبلورهای شاهکار سریال ماجراهای سندباد در گوشتان زنگ نزند. شیلا، آن پرنده سیاه باهوش که مدام می‌گفت سندباد! سندباد!، علی‌بابا با آن طناب‌ها و خنجرهایش، و باباعلاءالدین پیر و دانا. این انیمه بخشی از دی‌ان‌ای کودکی ماست.

سندباد پسرک کنجکاو یک تاجر بغدادی است که نمی‌تواند یک‌جا بند شود. او قاچاقی سوار کشتی عمویش می‌شود و پا به دنیای ناشناخته‌ها می‌گذارد. استودیوی نیپون انیمیشن (که هایدی و آن‌شرلی را هم ساخته) با استادی تمام، داستان‌های پراکنده هزار و یک شب را به یک سریال منسجم تبدیل کرد. ما در این انیمه با موجوداتی روبرو شدیم که هنوز هم در کابوس‌ها و رویاهایمان هستند: پرنده غول‌پیکری به نام رُخ که فیل‌ها را شکار می‌کرد و تخم‌هایش به اندازه یک گنبد بود؛ نهنگ عظیمی که آنقدر بزرگ بود که روی پشتش درخت سبز شده بود و سندباد فکر می‌کرد جزیره است; و غول‌های سبز رنگی که کشتی‌ها را خرد می‌کردند.

این انیمه با احترامی عمیق به فرهنگ خاورمیانه ساخته شده بود. معماری بغداد، لباس‌ها و بازارها حس زندگی داشتند. سندباد به ما یاد داد که دنیا بزرگتر از کوچه و محله ماست. به ما یاد داد که شجاعت یعنی ترسیدن اما ادامه دادن. این انیمه پل ارتباطی نسل ما با ادبیات کلاسیک عرب و ایران بود، پلی که هنوز هم محکم و استوار است.

گیلگمش (Gilgamesh - 2003)

گیلگمش (Gilgamesh - 2003)

همیشه که نباید داستان‌های خاورمیانه در گذشته روایت شوند. انیمه گیلگمش جسارت به خرج داده و قدیمی‌ترین حماسه بشری (حماسه گیلگمش سومری) را برداشته و آن را به یک انیمه علمی-تخیلی، تاریک و گوتیک تبدیل کرده است.

داستان در آینده‌ای نه چندان دور رخ می‌دهد. دانشمندان در منطقه باستانی اوروک (در عراق امروزی) و در مقبره گیلگمش، مشغول آزمایش‌هایی ممنوعه هستند. ناگهان حادثه‌ای فاجعه‌بار رخ می‌دهد که آسمان را مثل آینه می‌کند و تمدن بشری را نابود می‌سازد. حالا جهان ویران شده و دو گروه در حال جنگ هستند: موجوداتی جهش‌یافته، زیبا و ترسناک که خود را گیلگمش می‌نامند و معتقدند انسان‌ها باید نابود شوند، و انسان‌هایی که با استفاده از کودکان خاصی تلاش می‌کنند جلوی آن‌ها را بگیرند.

این انیمه فضایی بسیار سنگین، غمگین و فلسفی دارد. مفاهیم باستانی مثل تلاش گیلگمش برای جاودانگی در اینجا با مفاهیم مدرنی مثل کلون‌سازی و مهندسی ژنتیک ترکیب شده‌اند. تضاد عجیب بین خرابه‌های باستانی بابل و تکنولوژی‌های پیشرفته، اتمسفری دلهره‌آور ساخته است. این انیمه نشان می‌دهد که اشتباهات بشر تکرار می‌شوند؛ چه در سومر باستان باشد و چه در آزمایشگاه‌های مدرن. اگر به انیمه‌های تاریک و پیچیده علاقه دارید، گیلگمش ذهنتان را درگیر خواهد کرد.

افسانه‌های آینده (Future's Folktales - 2020)

افسانه‌های آینده (Future's Folktales - 2020)

این انیمه یک نقطه عطف تاریخی است. برای اولین بار، داستان‌های ما توسط دیگران روایت نمی‌شود، بلکه با همکاری خودمان ساخته می‌شود. افسانه‌های آینده محصول مشترک شرکت عربستانی مانگا پروداکشنز و غول انیمه‌سازی ژاپن، تویی انیمیشن (سازنده وان پیس و دراگون بال) است.

داستان در سال ۲۰۵۰ و در شهر ریاض می‌گذرد؛ شهری که پر از ماشین‌های پرنده و آسمان‌خراش‌های نونی است. اما در دل این تکنولوژی، مادربزرگی به نام اسماء نوه‌هایش را جمع می‌کند تا برایشان قصه بگوید. قصه‌هایی از دل صحرا، از حاتم طایی، از شجاعت بادیه‌نشینان و از حکمت گذشتگان. هر قسمت فلش‌بکی می‌زند به گذشته و یک داستان فولکلور عربی را با کیفیت بالای انیمیشن ژاپنی روایت می‌کند.

اهمیت این اثر در اصالت (Authenticity) آن است. چون نویسندگان عربستانی در پروژه حضور داشته‌اند، دیگر خبری از کلیشه‌های غلط هالیوودی نیست. لباس‌ها دقیقا همان چیزی هستند که باید باشند، رفتارها و سنت‌ها با دقت رعایت شده‌اند. این انیمه نشان می‌دهد که می‌توان مدرن بود اما ریشه‌ها را فراموش نکرد. این همکاری الگویی شد برای پروژه‌های بزرگتر بعدی.

دورامون: نوبیتا در شب‌های دورابیان (Doraemon - 1991)

دورامون: نوبیتا در شب‌های دورابیان (Doraemon - 1991)

دورامون برای ژاپنی‌ها یک نماد ملی است. گربه‌ای آبی و رباتیک که از آینده آمده و جیبی دارد که همه چیز از آن بیرون می‌آید. در این فیلم سینمایی، سازندگان تصمیم گرفتند نوبیتا (پسرک داستان) و دوستانش را به قلب تاریخ خاورمیانه بفرستند.

نوبیتا و دوستانش با یک کفش جادویی وارد کتاب داستان سندباد می‌شوند، اما یکی از دوستانشان (شیزوکا) در دنیای کتاب گم می‌شود. دورامون می‌فهمد که دنیای قصه‌ها با بغداد واقعی در قرن هشتم میلادی همپوشانی دارد. پس آن‌ها سوار ماشین زمان می‌شوند و به بغداد در زمان خلافت هارون‌الرشید می‌روند. تصویر بغداد در این انیمیشن خیره‌کننده است؛ شهری طلایی، پر از ثروت، علم و بازرگانی. هارون‌الرشید به عنوان خلیفه‌ای مقتدر و عادل نشان داده می‌شود که به نوبیتا کمک می‌کند. تقابل ابزارهای پیشرفته دورامون با قالیچه‌های پرنده و جادوی آن دوران، لحظات خنده‌دار و هیجان‌انگیزی ساخته است. این فیلم نشان می‌دهد که دوران طلایی اسلام چقدر در ذهنیت جهانی (حتی برای کودکان ژاپنی) محترم و شگفت‌انگیز است.

سفر (The Journey - 2021)

سفر (The Journey - 2021)

داستان فیلم بازگویی واقعه تاریخی و مذهبی عام الفیل (سال فیل) است. داستان حمله ابرهه با سپاه فیل‌سوارش به شهر مکه برای نابودی کعبه. اما فیلم این داستان را فقط به صورت تاریخی روایت نمی‌کند؛ بلکه آن را تبدیل به یک اکشن بلاک‌باستری کرده است. قهرمان داستان، اوس نام دارد. یک کوزه‌گر ساده در مکه که گذشته‌ای تاریک و پرگناه دارد. وقتی سپاه ابرهه به پشت دروازه‌های مکه می‌رسد و مردم وحشت‌زده می‌شوند، اوس شمشیر به دست می‌گیرد تا از شهر و خانواده‌اش دفاع کند.

کیفیت گرافیکی این انیمیشن با بهترین آثار سینمایی روز دنیا برابری می‌کند. طراحی کاراکترها، انیمیشن نبردها و جلوه‌های بصری حیرت‌انگیز است. صداپیشگان نسخه ژاپنی، همان اسطوره‌هایی هستند که در انیمه‌هایی مثل Gundam و Attack on Titan حرف زده‌اند. سفر ثابت کرد که داستان‌های مذهبی و تاریخی منطقه ما، پتانسیل تبدیل شدن به آثار جهانی را دارند. دیدن دفاع مردم مکه در برابر فیل‌های غول‌پیکر با سبک انیمه، تجربه‌ای است که مو به تن آدم سیخ می‌کند. این فیلم پیامی از ایمان، توبه و ایستادگی است که به زبانی مدرن بیان شده است.

سخن پایانی

سفر ما در اینجا به پایان می‌رسد، اما داستان تازه شروع شده است. مرور این چند انیمه به ما نشان داد که خاورمیانه در ذهن هنرمندان ژاپنی، مسیری طولانی را طی کرده است. از نگاهی صرفاً توریستی و فانتزی در دهه‌های گذشته، به نگاهی عمیق، تحلیلی و تاریخی در آثاری مثل ارسلان و آلتایر رسیده‌ایم.

و حالا، در دوران جدیدی هستیم. دورانی که در آن ما دیگر فقط تماشاچی نیستیم؛ بلکه با آثاری مثل سفر و افسانه‌های آینده، شریک جرم شده‌ایم! ما یاد گرفته‌ایم که با ابزار قدرتمند انیمه، قصه‌های خودمان را، تاریخ خودمان را و قهرمانان خودمان را به دنیا نشان دهیم.

انیمه ثابت کرده است که زبانی جهانی است. مهم نیست شما در توکیو باشید یا تهران، ریاض باشید یا استانبول؛ وقتی ارسلان برای آزادی می‌جنگد، وقتی محمود پاشا برای صلح تلاش می‌کند و وقتی اوس در برابر ظلم می‌ایستد، قلب همه ما با هم می‌تپد. این جادوی داستان است؛ جادویی که مرزها را پاک می‌کند و انسان‌ها را به هم نزدیک می‌سازد. پس دفعه بعد که خواستید انیمه‌ای تماشا کنید، سری به این لیست بزنید و ببینید که چطور فرهنگ غنی ما، در آن سوی دنیا، دوباره متولد شده است.

دیدگاه های کاربران
هیچ دیدگاهی موجود نیست