«غوطه‌ور»؛ فیلمی با موضوعی جنجالی که شروعی کم‌جان برای چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر بود!

تیم پلازا - انتشار: 12 بهمن 1404 11:48
ز.م مطالعه: 3 دقیقه
-

چهل‌وچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر کار خود را با نمایش فیلم «غوطه‌ور» آغاز کرد؛ اثری که نخستین تجربه بلند جواد حکمی محسوب می‌شود اما بیش از آنکه نوید ورود موفق یک فیلمساز از سینمای کوتاه به عرصه سینمای بلند را بدهد، یادآور ایده‌ای ناتمام است که به شکلی مصنوعی به زمان یک فیلم سینمایی بسط داده شده است.

«غوطه‌ور» از همان دقایق ابتدایی با مشکل کمبود متریال داستانی روبه‌رو می‌شود؛ فیلمی که در پرداخت روایت، نفس کم می‌آورد و ناتوانی آن در شکل‌دهی یک پیرنگ منسجم، به‌سرعت خود را آشکار می‌کند. فیلمنامه فاقد مهندسی روایی دقیق است و شخصیت‌ها، به‌جای تبدیل شدن به عناصر فعال در پیشبرد درام، در سطح باقی می‌مانند.

یکی از ایرادات اساسی فیلم، استفاده از جزئیات بی‌کارکرد در شخصیت‌پردازی است. برای مثال، بی‌خوابی حسن کارخونه، شخصیت اصلی داستان، یا حضور دخترش در مسابقات خارج از کشور، نه‌تنها گرهی از روایت باز نمی‌کنند، بلکه به عناصر زائدی تبدیل می‌شوند که حذف‌شان هیچ خللی به منطق درونی قصه وارد نمی‌کند. در سینما، هر ویژگی شخصیتی باید توجیه دراماتیک داشته باشد؛ اما در «غوطه‌ور»، این جزئیات بیشتر به حاشیه‌هایی بی‌اثر شباهت دارند تا ابزار روایت.

در بخش جنایی و معمایی نیز فیلم با ضعف جدی در منطق موقعیت مواجه است. رفتارهای غیرقابل‌باور یک کارآگاه باسابقه پلیس آگاهی، از جست‌وجوی تصادفی خانه‌ها با یک دسته کلید گرفته تا دسترسی بی‌ضابطه افراد غیرمرتبط به پرونده‌ها، فضای اثر را از واقع‌گرایی دور می‌کند. این بی‌دقتی‌ها، باورپذیری داستان را خدشه‌دار کرده و تماشاگر را از همراهی با روایت بازمی‌دارد.

نقطه اوج فیلم، یعنی صحنه فداکاری قهرمان برای نجات زنی در حال غرق شدن نیز، به‌جای ایجاد تأثیر احساسی، با فقدان منطق فیزیکی و خلاقیت بصری همراه است؛ به‌طوری‌که بیش از همدلی، پرسش‌هایی بی‌پاسخ در ذهن مخاطب باقی می‌گذارد.

از نظر اجرا، «غوطه‌ور» همچنان در حال‌وهوای سینمای کوتاه متوقف مانده است. دوربین در بسیاری از سکانس‌ها فاقد نقطه‌نظر مشخص است و قاب‌بندی‌ها بیشتر به کش‌دار شدن زمان فیلم کمک می‌کنند تا ایجاد تعلیق. نورپردازی‌های کم‌جان نیز، به دلیل ضعف در طراحی صحنه، خروجی‌ای شبیه به تله‌فیلم به همراه داشته‌اند.

در حوزه بازیگری، محسن قصابیان در نقش حسن کارخونه تلاش می‌کند خستگی درونی شخصیت را به تصویر بکشد، اما چون این خستگی در متن فیلمنامه کارکردی ندارد، بازی او به نشانه‌هایی ظاهری محدود می‌شود. شخصیت «ماهک» نیز که قرار بوده قطب منفی داستان باشد، به دلیل ابهام در انگیزه‌ها و پرداخت کلیشه‌ای، به تیپی اغراق‌شده و غیرقابل‌باور تبدیل شده است. ساده‌سازی ریشه پیچیدگی‌های این شخصیت و تقلیل آن به بی‌قیدی والدین، تحلیل اثر را به سطحی‌ترین شکل ممکن فرو می‌کاهد.

در مجموع، «غوطه‌ور» فاصله قابل‌توجهی با استانداردهای یک فیلم شایسته حضور در بخش مسابقه ملی جشنواره فجر دارد. سوژه ملتهب، جنجالی و حساس فیلم، به‌جای آنکه بستری برای واکاوی جسورانه باشد، زیر بار ضعف روایت و ناتوانی تکنیکی از نفس افتاده است؛ تجربه‌ای که پیش از پایان، برای مخاطب به پایان می‌رسد.

منبع/ برگرفته از گزارش بررسی فیلم در خبرگزاری مهر

دیدگاه های کاربران
هیچ دیدگاهی موجود نیست