نگاهی بر فیلم «غبار میمون» جشنواره فیلم فجر؛ عملکرد این فیلم چگونه بود؟

تیم پلازا - انتشار: 12 بهمن 1404 17:04
ز.م مطالعه: 2 دقیقه
-

وقتی نام آرش معیریان به میان می‌آید، مخاطب ناخودآگاه یاد آثاری مثل «کما»، «خالتور»، «زن‌ها فرشته‌اند ۲» و «شیر و عسل» می‌افتد و انتظار دارد با فیلمی مشابه روبه‌رو شود. نام «غبار میمون» نیز این پیش‌فرض را تقویت می‌کند؛ اما خلاصه داستان وعده‌ای متفاوت می‌دهد: روایت یک نیروی ارشد امنیتی که متوجه می‌شود ایمانوئل، پژوهشگر فلسفه و منبع نفوذی‌اش، توسط سرویس‌های بیگانه شناسایی شده و این تقابل آنها را به کشوری ثالث می‌کشاند. با این حال، تجربه تماشای فیلم نشان می‌دهد فاصله زیادی میان این ادعا و واقعیت روی پرده وجود دارد.

در جشنواره چهل‌وچهارم، «غبار میمون» مسیر سینمای جاسوسی سطحی و تقلیل‌گرایانه دهه نود را ادامه می‌دهد؛ فیلمنامه‌ای ابتدایی و بازی ناموفق بازیگران، بسیاری از تلاش‌های فیلم برای ایجاد تعلیق و دلهره را بی‌اثر کرده است.

این سبک از سینمای جاسوسی بومی، تقریبا فرمولیک شده است: چند نام و مفهوم شناخته‌شده از جمله «فرانسیس فوکویاما»، «ساموئل هانتینگتون» و «فراماسونری» در دهان شخصیت‌ها قرار می‌گیرد، بازیگران با رنگ موی مصنوعی بور می‌شوند، و لوکیشن‌ها اغلب در کشورهای همسایه مثل ارمنستان و ترکیه ضبط می‌شوند تا هزینه‌ها کاهش یابد. حتی دوربین و تکنیک‌های فیلمبرداری نیز به ساده‌ترین شکل ممکن استفاده شده و هیچ منطق بصری یا دراماتیکی دنبال نمی‌شود.

فیلمساز تلاش کرده با اشاره مکرر به «هوش مصنوعی» اثر را مدرن جلوه دهد، اما این اشارات صرفاً وصله‌ای بر پیکره‌ای است که از درک ابتدایی دنیای مدرن عاجز است.

در نهایت، «غبار میمون» نه تنها از استانداردهای سینمای جاسوسی فاصله دارد، بلکه حتی در میان آثار مشابه نیز جایگاهی ندارد. حضور این فیلم در بخش مسابقه جشنواره فجر، بیش از آنکه موفقیتی برای مخاطب جدی سینما باشد، شبیه یک شوخی ناامیدکننده با انتظار مخاطب است.

منبع/برشی از بررسی فیلم در خبرگزاری مهر

دیدگاه های کاربران
هیچ دیدگاهی موجود نیست