داستان سریال Honey ما را به سال ۱۹۸۲ و خیابانهای سرد و خاکستری برلین شرقی میبرد. مارتا اشمیت (کارولین جوان) به عنوان یک مأمور نفوذی عمیق (Deep-cover agent) برای سرویس اطلاعاتی MI6 فعالیت میکند. او در فضایی محاصره شده توسط دشمنان، باید تعادلی مرگبار میان وظیفه و بقا ایجاد کند. طبق لاگلاین رسمی منتشر شده، مارتا مدام تحت فشار «فریدریش بومن» است که به دنبال کشف هویت نفوذیهاست، اما ماجرا زمانی پیچیده میشود که مارتا درگیر یک مثلث عشقی خطرناک میان فریدریش و یک مأمور بیپروا و جذاب CIA به نام آرون نیلند میشود.
تیم خلاق؛ از «فوقالعاده» تا «تاریک»
یکی از نقاط قوت این پروژه، حضور اما موران (Emma Moran) به عنوان نویسنده فیلمنامه است. موران که پیش از این با سریال کمدی-ابرقهرمانی Extraordinary در شبکه هولو (Hulu) تحسین شده بود، حالا وظیفه دارد آن لحن خاص، گزنده و کمدی سیاه Killing Eve را در یک بستر تاریخی جاسوسی پیاده کند. ترکیب نگاه شوخطبع موران با سبک بصری تاریک برلینِ دههی ۸۰، میتواند ترکیبی برنده باشد.
پیوند با ریشههای لوک جنینگز
اگرچه سریال اصلی اقتباسی از رمانهای Codename Villanelle اثر لوک جنینگز بود، اما Honey قرار است قلمروهای نانوشتهای از زندگی کارولین مارتنز را کشف کند. طرفداران به یاد دارند که در سریال اصلی، کارولین همیشه به خاطراتش از روسیه و آلمان شرقی و روابط پیچیدهاش با مأموران کاگب اشاره میکرد. حالا این سریال فرصتی است تا ببینیم چگونه آن دختر جوان و آرمانگرا به مقام ریاست بخش روسیه در MI6 رسید و چه حوادثی قلب او را به سختیِ سنگ کرد. این پروژه که با مشارکت شبکه ZDF آلمان تولید میشود، قرار است استانداردهای جدیدی را در بازسازی درامهای دوران جنگ سرد ثبت کند.
