در فوریه ۲۰۲۶، لسآنجلس میزبان یک رویداد ویژه برای علاقهمندان به سینما بود. کریستوفر نولان در نشست پرسش و پاسخی با حضور تیموتی شالامی (که در این فیلم نقش جوانیِ «تام» را ایفا کرده بود)، جزئیات تازهای از روند تکامل فیلم «بینستارهای» (Interstellar) ارائه کرد. این فیلم که اکنون به عنوان یکی از ستونهای سینمای علمی-تخیلی قرن بیست و یکم شناخته میشود، در ابتدا قرار بود مسیری کاملاً متفاوت را طی کند.
ریشهها: رویای کیپ تورن و اسپیلبرگ
پروژه «بینستارهای» در اواسط دهه ۲۰۰۰ میلادی با ایدهای از فیزیکدان مشهور، کیپ تورن، آغاز شد. او قصد داشت فیلمی بسازد که در آن، مفاهیم پیچیده فیزیک مانند سیاهچالهها و کرمچالهها بر اساس علم واقعی به تصویر کشیده شوند. استیون اسپیلبرگ اولین کارگردانی بود که به این ایده جذب شد و جاناتان نولان (برادر کریستوفر) را برای نوشتن فیلمنامه استخدام کرد. جاناتان نولان سالها روی این پروژه کار کرد و چندین نسخه از فیلمنامه را در دورانی که برادرش در حال ساخت «شوالیه تاریکی» بود، به رشته تحریر درآورد.
نقطه چرخش: ورود کریستوفر نولان
زمانی که اسپیلبرگ برای کارگردانی فیلم دیگری از پروژه کنار رفت، کریستوفر نولان که پیش از آن ایدهای شخصی درباره «سفر در زمان» و «ادراک زمان» در ذهن داشت، تصمیم گرفت وارد عمل شود. او از برادرش پرسید که آیا میتواند ایدههای نیمهکاره خود درباره زمان را با فیزیک فضایی جاناتان ترکیب کند. نولان در نشست سال ۲۰۲۶ توضیح داد که او میخواست «بینستارهای» را از یک ماجراجویی علمی صرف، به داستانی عمیقاً احساسی درباره رابطه پدر و فرزند تبدیل کند.
تغییر محور احساسی: از پسر به دختر
بزرگترین تغییری که کریستوفر نولان در فیلمنامه ایجاد کرد، تغییر جنسیت شخصیت «مورف» از پسر به دختر بود. نولان که خود در آن زمان پدر شده بود، احساس میکرد پیوند میان یک پدر و دخترش میتواند وزن عاطفی بیشتری به فیلم ببخشد. او میخواست فیلمش درباره این باشد که «پدر بودن در دنیای رو به زوال به چه معناست». این تغییر ساده، قلب تپنده فیلم را شکل داد و باعث شد سکانس پیامهای ویدیویی (که تیموتی شالامی نیز در آن حضور داشت) به یکی از تاثیرگذارترین لحظات تاریخ سینما تبدیل شود.
