رابرت دووال که در ۱۶ فوریه ۲۰۲۶ در ۹۵ سالگی درگذشت، بازیگری بود که تئوریهای شخصیاش درباره هنر بازیگری، نسلهای بعد از او را به شدت تحت تاثیر قرار داد. او که متولد ۱۹۳۱ در سندیگو بود، بازیگری را در دههی ۵۰ میلادی در نیویورک و در کنار نامهای بزرگی مثل داستین هافمن و جین هکمن آغاز کرد. هافمن درباره آن روزها میگوید: «احساس عمومی این بود که بابی (رابرت دووال) مارلون براندوی جدید است. او همان کسی بود که همه ما میخواستیم شبیهاش باشیم.» دووال با رویکردی واقعگرایانه و بدون کلیشهسازی، شخصیتهایی را خلق میکرد که گویی از دل واقعیت بیرون آمدهاند. او همیشه میگفت: «در یک صحنه، اجازه بده روند داستان تو را به نتیجه برساند، نه اینکه خودت به سمت نتیجه بدوی. باید آماده باشی که از صفر شروع کنی و ببینی چه اتفاقی میافتد.»
یکی از محبوبترین نقشهای رابرت دووال برای خودش، بازی در مینیسریال «لونسام داو» (Lonesome Dove) در سال ۱۹۸۹ بود. او در این اثر نقش «آگوستوس مکری»، یک رنجر سابق تگزاس را بازی کرد. دووال این نقش را «هملتِ وسترنها» مینامید و معتقد بود این اثر در کنار «پدرخوانده»، بزرگترین دستاوردهای قرن بیستم در دنیای تصویر هستند. توانایی او در اسبسواری و زندگی در مزرعه که از کودکی در او نهادینه شده بود، باعث شد این نقش به قدری واقعی به نظر برسد که گویی او واقعاً متعلق به همان دوران است. او برخلاف بسیاری از بازیگران، از تکرار خود بیزار بود و در هر نقش، از یک جراح بیکفایت در MAS*H تا یک جانی خطرناک در «True Grit»، لایههای جدیدی از انسانیت را کشف میکرد.
دووال نهتنها در مقابل دوربین، بلکه در پشت آن نیز به عنوان یک فیلمساز مستقل شناخته میشد. او فیلم «The Apostle» (حواری) را با بودجه شخصی خودش ساخت، کارگردانی کرد و در آن به ایفای نقش پرداخت؛ اثری که بار دیگر نامزدی اسکار را برای او به ارمغان آورد. او همچنین از حامیان اولیه جشنواره فیلم ساندنس بود و همیشه به سینمای مستقل به عنوان مکانی برای تجربه حقیقت نگاه میکرد. در سالهای اخیر، او با حضور در فیلمهایی مثل «Widows» و «Hustle»، همچنان استانداردهای بالای خود را حفظ کرد. مرگ او پایان دورانی است که در آن بازیگری با ریاضت و دقت هنری گره خورده بود. رابرت دووال فرزند یک نظامی بود و انضباط نظامی را در هنر خود پیاده کرد؛ او بدون فخر فروختن، به شخصیتها جان میداد و حالا با رفتنش، سینما یکی از شریفترین و تکنیکیترین بازیگران خود را از دست داده است. یاد او در هر فریاد سرهنگ کیلگور و هر سکوت تام هیگن برای همیشه جاودان خواهد ماند.
