در دنیای پر زرق و برق هالیوود، کمتر بازیگری جرات میکند مسیری را که رابرت پتینسون طی کرده، انتخاب کند. او که میتوانست تا ابد در نقشهای عاشقانه و پولساز کلیشهای باقی بماند، تصمیم گرفت به اعماق تاریکترین و پیچیدهترین شخصیتهای انسانی شیرجه بزند. سال ۲۰۲۶ فرصتی عالی است تا نگاهی به کارنامه بازیگری بیندازیم که ثابت کرد برای "جاودانه شدن" نیازی به درخشش زیر نور خورشید نیست.
فرار از سایه ادوارد کالن سری فیلمهای Twilight (۲۰۰۸-۲۰۱۲) با فروش میلیاردی خود، پتینسون را به شهرتی جهانی رساندند، اما او همواره در مصاحبههایش از سطحی بودن شخصیت ادوارد گلایه داشت. درست در همان سالها، او با بازی در فیلم Remember Me (۲۰۱۰) نشان داد که پتانسیلی فراتر از یک چهره زیبا دارد. داستان پسری که زیر بار غم خودکشی برادرش کمر خم کرده و در نهایت قربانی یکی از بزرگترین تراژدیهای تاریخ آمریکا میشود، هشداری بود به منتقدان: "من را جدی بگیرید."
تولد دوباره در گاتهام و فضا انتخاب او برای نقش The Batman (۲۰۲۲) ابتدا با تمسخر روبرو شد، اما وقتی فیلم اکران شد، همه سکوت کردند. پتینسون با حذف تمام جنبههای نمایشی بروس وین، شخصیتی را خلق کرد که آسیبپذیریاش بزرگترین قدرت او بود. او نشان داد که یک ابرقهرمان هم میتواند زیر بار مسئولیت و تروما خرد شود. و اما Mickey 17 (۲۰۲۵)؛ فیلمی که سال گذشته اکران شد و اوج هنرنمایی او در نمایش استیصال انسان مدرن بود. پتینسون در نقش یک کلون که هویت و جانش در اختیار یک شرکت فضایی است، طنزی تلخ و گزنده را به نمایش گذاشت. تقابل او با خودش (در نقش میکی ۱۸) نمادی از جنگ درونی انسانی است که برای بقا، باید انسانیت خود را قربانی کند.
پتینسون امروز دیگر آن بازیگر تینایجری نیست؛ او متخصص زنده کردن شخصیتهایی است که روحشان خراشیده شده است. فیلمهای او شاید "سولکراشینگ" (خردکننده روح) باشند، اما دقیقا به همین دلیل است که نمیتوانیم چشم از آنها برداریم. او درد را چنان واقعی بازی میکند که تماشاگر چارهای جز همدردی ندارد.
