نبوغ در زیرکی؛ تحلیل تارانتینو از پایان‌بندی فیلم Suspicion و پیروان هیچکاک

تیم پلازا - انتشار: 1 اسفند 1404 14:28
ز.م مطالعه: 2 دقیقه
-

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های نقد تارانتینو به هیچکاک، نگاه او به فیلم Suspicion (شک) محصول ۱۹۴۱ است. او این فیلم را مثالی کامل از این می‌داند که چگونه سانسور همزمان هیچکاک را فلج می‌کرد و هم او را به سمت زیرکی‌های خلاقانه سوق می‌داد. در این فیلم، شخصیت زن (جوآن فونتین) شک می‌کند که شوهرش (کری گرانت) قصد کشتن او را دارد. به دلیل کد هیز، استودیو اجازه نداد کری گرانت در پایان یک قاتل باشد، زیرا تصویری که از او به عنوان یک ستاره محبوب وجود داشت، نباید مخدوش می‌شد.

وارونه‌ی وارونه؛ اصطلاح عبری تارانتینو برای هیچکاک

تارانتینو برای توصیف پایان‌بندی این فیلم از اصطلاح عبری «Hafuk al Hafuk» (وارونه در وارونه) استفاده می‌کند. او می‌گوید هیچکاک که مجبور به پذیرش یک پایان‌بندی مصالحه‎آمیز شده بود، در آخرین نمای فیلم، با زیرکی تمام آن را نقض کرد. در نمای نهایی، شوهر دستش را دور همسرش می‌اندازد و آن‌ها با هم می‌روند. اگرچه کلمات و اکشن‌ها نشان‌دهنده یک پایان خوش هستند، اما تارانتینو معتقد است که نحوه‌ی فیلم‌برداری و نگاه کری گرانت به گونه‌ای است که به تماشاگر القا می‌کند او در واقعیت هنوز یک قاتل است و این قتل فقط به تاخیر افتاده است. این نوع «خرابکاری در سیستم» از نظر تارانتینو اوج نبوغ هیچکاک است.

چرا تارانتینو شاگردان هیچکاک را به خودش ترجیح می‌دهد؟

نکته‌ی جنجالی دیگر در نظرات تارانتینو این است که او فیلم‌های کارگردانانی مثل برایان دی‌پالما، ریچارد فرانکلین و کورتیس هنسن را که با الهام از هیچکاک ساخته شده‌اند، به خودِ آثار هیچکاک ترجیح می‌دهد. او معتقد است این «مقلدها» یا پیروان، ایده‌های داستانی و بصری هیچکاک را گرفتند و در دورانی که آزادی عمل بیشتری وجود داشت (دهه ۷۰ و ۸۰)، آن‌ها را به سرانجام واقعی‌شان رساندند. به عنوان مثال، او فیلم‌هایی مثل Dressed to Kill یا Body Double از دی‌پالما را نسخه‌های کامل‌تر و بی‌پرده‌تری از تفکرات هیچکاکی می‌داند. در نهایت، تارانتینو حتی آثار متأخر هیچکاک مثل Frenzy را «زباله» می‌نامد، زیرا معتقد است هیچکاک در آن زمان دیگر آن شادابی و قدرت بصری سابق را برای استفاده از آزادی‌های جدید نداشت.

دیدگاه های کاربران
هیچ دیدگاهی موجود نیست