در تاریخ سینمای وحشت، زامبیها همواره نمادی از مصرفگرایی، پاندمی یا خشم کور بودهاند. اما زک هیلدیچ (کارگردان فیلم تحسینشده These Final Hours) در جدیدترین اثر خود، We Bury the Dead، این کهنالگو را در هم میشکند و مردگان متحرک را به استعارهای فیزیکی از «غم و سوگواری حلنشده» (Unresolved Grief) تبدیل میکند. فیلم که از امروز روی پرده رفته، مخاطب را نه با جامپاسکرهای پرسر و صدا، بلکه با فضایی مالیخولیایی و سنگین خفه میکند. داستان در مورد زنی به نام «آوا» (با بازی درخشان و کنترلشدی دیزی ریدلی) است که پس از یک آزمایش نظامی فاجعهبار و کشته شدن هزاران نفر در تاسمانی، به امید یافتن جسد همسرش به یک واحد پاکسازی میپیوندد. اما وحشت زمانی آغاز میشود که اجساد، حاضر به ماندن در کاورهای پلاستیکی خود نیستند.
طراحی صدا: موسیقی متنِ اضطراب منتقدان و تماشاگران اولیه، بیش از هر چیز بر روی طراحی صدای منحصربهفرد فیلم تمرکز کردهاند. برخلاف زامبیهای کلاسیک که نعره میکشند، مردگانِ هیلدیچ صدایی تولید میکنند که تا مغز استخوان نفوذ میکند: صدای دندانقروچه مداوم (Teeth Grinding). این صدا که در نقدهای اولیه به «جویدن شیشه» تشبیه شده، لایهای از تنش عصبی را به فیلم اضافه میکند که با سکوتِ وهمآلودِ مناظرِ استرالیا در تضاد است. این انتخاب هنری هوشمندانه، زامبیها را از «هیولا» به «بیماران رنجکشیده» تبدیل کرده است؛ گویی آنها از دردِ بازگشتن به این دنیا و ناتوانی در بیانِ کارهای ناتمامشان، دندانهای خود را به هم میسایند.
تصویرسازی گوتیک در جنوب جهان از منظر بصری، فیلمبرداری استیو انیس (Steve Annis) شاهکاری از انزواست. استفاده از لنزهای عریض برای به تصویر کشیدن دشتهای خالی و جادههای مهآلود (که در آلبانی فیلمبرداری شده اما به خوبی فضای تاسمانی را تداعی میکند)، حس تنهایی شخصیت «آوا» را تشدید میکند. دیزی ریدلی در این فیلم، یکی از پختهترین بازیهای کارنامه خود را ارائه داده است. او با کمترین دیالوگ، استیصال زنی را نشان میدهد که در برزخِ میانِ «امید» و «پذیرش» گیر افتاده است. شیمی او با شخصیت «رایلی» (با بازی مارک کولز اسمیت) و «کلی» (برنتون توایتز)، لحظات انسانی گرمی را در دل این سرمای آخرالزمانی خلق میکند. فیلم We Bury the Dead سوالی ترسناکتر از «آیا زنده میمانم؟» را مطرح میکند: «اگر عزیزانمان بازگردند، آیا جرأت داریم دوباره با آنها روبرو شویم؟» زامبیهای این فیلم به دنبال مغز شما نیستند، آنها به دنبال آرامشی هستند که زنده بودن از آنها دریغ کرده است، و همین موضوع آنها را به مراتب تراژیکتر و ترسناکتر از هر موجود درندهای میکند. این فیلم اثری است که پس از پایان، سکوتش تا مدتها در ذهن مخاطب باقی میماند.
