فیلم جدید امرالد فنل، یعنی «بلندیهای بادگیر»، ثابت کرد که او همچنان یکی از جسورترین فیلمسازان دوران ماست. او که پیش از این با Promising Young Woman و Saltburn نشان داده بود ترسی از برانگیختن احساسات متناقض ندارد، این بار به سراغ یکی از مقدسترین متون ادبی جهان رفته است. نمره ۷۲٪ در راتن تومیتوز نشاندهنده قطبی شدن نظرات است؛ نمرهای که میان ستایشهای غلیظ و انتقادات تند تقسیم شده است.
ساختارشکنی در فرم و محتوا منتقد The Atlantic این فیلم را بهترین اثر فنل تا به امروز میداند و آن را تجربهای «شهوانی، پرشور و در عین حال کثیف و آشفته» توصیف کرده است. این دقیقاً همان فضایی است که فنل برای بازآفرینی رابطه ویرانگر هیثکلیف و کاترین به آن نیاز داشت. در این اقتباس، خبری از آن فضای خشک و رسمی نسخههای قدیمی نیست؛ در عوض، ما با شخصیتهایی روبرو هستیم که با خشم، شهوت و تمنای انتقام میسوزند.
جیکوب الوردی و مارگو رابی:
زوجی برای تمام فصول نگاهی به کارنامه اخیر بازیگران اصلی فیلم، اهمیت این پروژه را دوچندان میکند:
جیکوب الوردی: او با حضور در سریال Euphoria و فیلمهای تحسینشدهای مثل Priscilla، حالا در مسیر تبدیل شدن به جیمز باند بعدی (تحت کارگردانی دنی ویلنوو) قرار دارد. بازی او در نقش هیثکلیف، ترکیبی از قدرت بدنی و آسیبپذیری روانی است که منتقدان را شگفتزده کرده است.
مارگو رابی: رابی پس از فراز و نشیبهای زیاد در پروژههایی مثل Babylon و Amsterdam، حالا با تکیه بر اعتبار Barbie، با این فیلم ثابت کرد که قدرت بازیگریاش فراتر از تیپهای هالیوودی است.
آیا ادبیات کلاسیک قربانی شده است؟
این سوالی است که بسیاری از «سنتگرایان ادبی» پس از تماشای فیلم میپرسند. اما واقعیت این است که در سال ۲۰۲۶، سینما بیش از هر زمان دیگری به بازآفرینیهای جسورانه نیاز دارد. فنل آگاهانه ریسک کرده و فیلمی ساخته که شاید برای برخی «آشفته» به نظر برسد، اما نبض زندگی در آن میتپد. همانطور که در نقدهای مثبت آمده، او توانسته چیزی را در داستان برونته پیدا کند که در اقتباسهای خستهکننده قبلی نادیده گرفته شده بود. با توجه به اکران در آخر هفته ولنتاین، انتظار میرود که تماشاگران عادی بسیار بیشتر از منتقدان سختگیر، از این «ضیافت گوتیک» لذت ببرند و فیلم را به یک موفقیت تجاری بزرگ در گیشه تبدیل کنند.
