زک کرگر، کارگردانی که با آثار جسورانهای مانند «باربارین» (Barbarian) و «ویپنز» (Weapons) ثابت کرده است فرمولهای کهنه وحشت را خوب میشناسد، حالا در تدارک بازتعریف یکی از بزرگترین مجموعههای تاریخ بازیهای ویدیویی یعنی «رزیدنت اویل» است. او با کنار گذاشتن قهرمانان افسانهای نظیر «لیان کندی» و «جیل ولنتاین»، دست به انتخابی زده که شاید در نگاه اول طرفداران را نگران کند، اما به نظر میرسد این «سنتشکنی»، دقیقاً همان چیزی است که این مجموعه برای احیای دوباره نیاز دارد.
چرا کرگر به دنبال قهرمانان محبوب نرفت؟
زک کرگر در گفتگو با نشریه «امپایر» (Empire) به نکته کلیدی اشاره کرد: «اجبار». او معتقد است وارد کردن شخصیتهای تثبیتشده بازی به داستانی که او نوشته، نه تنها کمککننده نیست، بلکه به ساختار روایت فیلم آسیب میزند و مصنوعی به نظر میرسد. به جای سربازان زبده و ماموران کارکشته، کرگر «برایان» را به ما معرفی میکند؛ یک پیک جوان که در موقعیتی آخرالزمانی گیر افتاده است. این نگاه کرگر، مخاطب را به یاد آثار کلاسیک میاندازد که در آن، وحشت نه از تواناییِ شکستناپذیری، بلکه از دلِ ضعف و آسیبپذیریِ یک آدم معمولی جوانه میزند.
اعتباری که پشت این تصمیم است
چرا باید به این دیدگاه اعتماد کرد؟ دلیل اصلی موفقیتهای اخیر زک کرگر است. وقتی فیلمسازی دارید که فیلم «ویپنز» او نه تنها منتقدان را راضی کرده، بلکه «ایمی مادیگان» را به تندیس اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن رسانده، میتوان حدس زد که او میداند با «داستان» چه کار کند. کرگر به جای تکیه بر «نامهای بزرگ» که فقط برای جلب نظر مخاطب در تیتراژ ظاهر میشوند، ترجیح داده بر اصالت روایت تمرکز کند؛ انتخابی که در اقتباسهای سینمایی قبلی رزیدنت اویل، اغلب نادیده گرفته شده بود.
رزیدنت اویل در رگهای فیلم جریان دارد
با وجود تغییر در شخصیتها، کرگر هواداران دوآتشه را فراموش نکرده است. او قول داده که این فیلم، «رزیدنت اویلِ واقعی» باشد. این ادعا تنها در حد حرف نیست؛ چرا که او مؤلفههایی مانند «گیاهان سبز» (Green Herbs) برای بازیابی سلامتی، مکانیکهای مدیریت کیف (Inventory) و زاویههای دوربین سومشخص را در ساختار فیلم گنجانده تا حس و حال آن راهروهای تنگ و ترسناک بازی را برای تماشاگر بازسازی کند.
آیندهای در انتظار آستین آبرامز
«آستین آبرامز» که پیش از این در سریالهای موفقی مثل «یوفوریا» دیده شده بود، حالا با نقش برایان، سنگینترین وزنه کاری خود را حمل میکند. حضور او به همراه بازیگرانی مثل «پل والتر هاوزر» و «کالی ریس»، نویدبخش تیمی است که قرار است داستانی انسانی و در عین حال هولناک را روایت کنند. شاید این نسخه نتواند جای خالی لیان و جیل را برای همه پر کند، اما این شانس را دارد که به عنوان یک اثر مستقل، معیارهای تازهای برای اقتباس از بازیها تعریف کند.
