در حالی که بیست سال از معرفی کریتوس به عنوان «شبح اسپارت» میگذرد، استودیوی سازنده با بازی Sons of Sparta تصمیمی عجیب گرفته است: بازگشت به دوران نوجوانی کریتوس؛ زمانی که او هنوز با آرس پیمان نبسته بود و به جای تیغههای آشوب، با نیزه و سپر در «آگوگی» (مدرسه نظامی اسپارت) آموزش میدید. این بازی که در سبک مترویدوینیا (Metroidvania) ۲.۵ بعدی ساخته شده، تجربهای ۲۰ ساعته است که بیش از آنکه شبیه به حماسههای خونین قبلی باشد، شبیه به یک داستان «بلوغ» (Coming-of-age) برای مخاطبان جوان به نظر میرسد.
شخصیتپردازی؛ نوری در تاریکی
بزرگترین نقطه قوت بازی، بدون شک روایت آن است. ما با کریتوسی روبرو هستیم که هنوز به جنون کشیده نشده؛ او وظیفهشناس، وفادار به برادرش دیموس و حتی گاهی «خوشمزه» است. دیالوگهای میان این دو برادر و سایر شاگردان آگوگی، لایههایی از شخصیت کریتوس را نشان میدهد که هرگز تصور نمیکردیم وجود داشته باشد. جالبتر از همه، داستان قاب (Framing Story) بازی است؛ جایی که کریتوس بزرگسال (دوران یونان) در حال روایت این وقایع برای دخترش، کالایوپی، به عنوان یک افسانه است. کلکلهای کالایوپی با پدرش درباره غلوآمیز بودن داستانها، حسی شبیه به بازی Prince of Persia: The Sands of Time را زنده میکند و نشان میدهد کریتوس حتی در آن زمان هم ظرفیت عشق ورزیدن به خانوادهاش را داشته است.
گیمپلی؛ در جا زدن در کلیشهها
اما متاسفانه، وقتی نوبت به بخش «بازی کردن» میرسد، Sons of Sparta ناامیدکننده ظاهر میشود. به عنوان یک مترویدوینیا، این بازی عملاً تمام کلیشههای ژانر را بدون هیچ خلاقیتی تکرار میکند. سرعت حرکت در محیطها به شدت کند است و طراحی مراحل، با وجود ظاهر زیبا (مانند باتلاقهای Veiled Bog یا ریختهگری ددالوس)، خالی و بیروح به نظر میرسد. یکی از عجیبترین تصمیمات بازی، سیستم دریافت تواناییهاست؛ ریتم بازی به قدری نامنظم است که ممکن است ۱۰ ساعت اول را بدون قابلیت «نوشیدن معجون سلامتی» سپری کنید، اما به جای آن قابلیتهایی مثل «دویدن سریع» را در اواسط بازی به عنوان یک پاداش بزرگ دریافت کنید!
مبارزات؛ ترکیبی از شلوغی و سردرگمی
سیستم مبارزات با نیزه و سپر طراحی شده است. شما با ضربات عادی، گویهای روح (Spirit Orbs) تولید میکنید که برای پر کردن نوار جادویی و وارد کردن ضربات سنگینتر با قابلیت گیج کردن (Stun) دشمنان استفاده میشود. با اینکه گزینههای زیادی برای شخصیسازی نیزه (از سرنیزههای یخی و سمی گرفته تا دستههای مختلف) وجود دارد، اما اکثر آنها تاثیر معناداری روی گیمپلی ندارند. مشکل اصلی مبارزات، سیستم دفاعی آن است؛ دشمنان با چهار علامت رنگی مختلف حمله میکنند که هر کدام واکنش متفاوتی (دفاع، پارری، جاخالی دادن یا فرار مطلق) را میطلبد. در نبردهای شلوغ، این سیستم به یک «سایمون میگوید» (Simon Says) بصری تبدیل میشود که بیشتر از آنکه پاداشدهنده باشد، آزاردهنده و ناعادلانه به نظر میرسد.
نقاط قوت و ضعف در یک نگاه
نقاط قوت | نقاط ضعف |
شخصیتپردازی عالی و انسانی از کریتوس جوان | سرعت بسیار کند حرکت و گشتوگذار در محیط |
دیالوگهای جذاب و طنزآمیز با کالایوپی | مبارزات شلوغ و سیستم دفاعی آزاردهنده |
گرافیک هنری زیبا در محیطهای متنوع | نبود نوآوری در مکانیکهای سبک مترویدوینیا |
نمایش رابطه عاطفی عمیق میان کریتوس و دیموس | باسفایتهای خستهکننده در نیمه اول بازی |
نظر نهایی: > بازی God of War: Sons of Sparta یک روابط عمومی خوب برای دوران جوانی کریتوس است، اما یک بازی مترویدوینیا متوسط محسوب میشود. اگر به دنبال درک بهتر ریشههای شخصیتی کریتوس هستید، داستان بازی شما را راضی میکند، اما اگر به دنبال یک گیمپلی چالشبرانگیز و خلاقانه هستید، اسپارت احتمالاً جای ناامیدکنندهای برای شما خواهد بود. این بازی ثابت میکند که همیشه نیازی نیست درباره «دوران نوجوانی» یک اسطوره بدانیم، مگر اینکه گیمپلی آن هم به اندازه داستانش حرفی برای گفتن داشته باشد.
