بهترین فیلم های با پایان باز ؛ از Memento تا Shutter Island

بهترین فیلم های با پایان باز ؛ از Memento تا Shutter Island
  • twiter
  • linked-in
  • whatsapp

یکی از مهم‌ترین بخش‌های هر اثر داستانی و خصوصا سینمایی، پایان‌بندی آن است. در طول تاریخ سینما شاهد انواع مختلف پایان‌بندی‌ها بوده‌ایم. در این مطلب به فیلم های با پایان باز می‌پردازیم.

بیش از یک قرن از تولد سینما می‌گذرد. فیلم‌های مدرن تفاوت فراوانی با آثار اولیه‌ای چون Metropolis کرده‌اند. یکی از برجسته‌ترین بخش‌ها در داستان‌نویسی، پایان‌بندی است. در طول تاریخ نویسندگان مختلف از روش‌های متفاوتی برای اختتامیه آثار خود استفاده کرده‌اند. در این میان دو روش پایان‌ گنگ و پایان باز از محبوب‌ترین راه‌ها برای به پایان رساندن یک داستان در بین نویسندگان هستند.

در قرن 21 پایان‌های باز شیوع قابل توجهی در بین آثار برجسته سینمایی نیز پیدا کرده‌اند. بزرگ‌ترین تفاوت بین پایان باز و پایان گنگ به تعداد برداشت‌های ممکن مخاطب از آن برمی‌گردد. آثاری چون Birdman که با پایانی گنگ خاتمه می‌یابند، مخاطبان را درگیر دو یا چند سناریوی مشخص می‌کنند. اما فیلم های با پایان باز این گونه نیستند. با ما همراه باشید تا به بررسی مفهوم پایان باز و بهترین فیلم‌هایی که از آن استفاده می‌کنند بپردازیم.

فیلم با پایان باز

در ادامه می‌خوانید:

پایان باز فیلم چیست؟

همان‌طور که اشاره شد مفهوم پایان باز قدمتی بیشتر از سینما دارد. پایان‌های باز راهی عالی برای درگیر کردن مخاطبان با آثار هستند. نویسندگان با استفاده از این تکنیک و خودداری از قرار دادن نقطه اوج در آثار خود، مخاطب را مجبور به بررسی دقیق و جزئی مفاهیم مطرح شده در طی داستان می‌کنند. با این حال پایان‌های باز عموما با استقبال چندان خوبی از جانب مخاطبان روبرو نمی‌شوند. دلیل این نارضایتی را می‌توان نبود نتیجه‌گیری مشخص دانست.

نویسندگان معمولا از این تکنیک برای به پایان رساندن داستان‌های پیچیده استفاده می‌کنند. از جمله آثار ادبی برجسته‌ای که از این تکنیک استفاده می‌کنند می‌توان به طعم عسل اثر شیلا دیلینی، درس اثر اوژن یونسکو و در انتظار گودو نوشته ساموئل بکت اشاره کرد.

شاید بتوان تفسیر ماریا آیرین فورنس، نمایشنامه‌نویس و کارگردان آوانگارد کوبایی از فیلم های با پایان باز را روشن‌ترین تعبیر از آن دانست. فورنس در مورد این مفهوم این گونه می‌گوید:

در نوشته‌های من مخاطبان همیشه در حال تعبیر پایان‌ها هستند. برخی از آن‌ها از ناتمام بودن کارهای من شکایت می‌کنند؛ اما دلیل استفاده من از پایان باز این است که مخاطبان باید در بطن داستان قرار گیرند. شخصیت‌های داستان، واقعی نیستند. نمایش، کلاس درسی برای مخاطبان حقیقی است. من فکر می‌کنم که هنر نهایتا مدرسی مجرب است.

بهترین فیلم های با پایان باز

در قرن بیست‌ویکم فیلم‌سازان فراوانی از تکنیک پایان باز برای تکمیل آثار خود استفاده کرده‌اند. در ادامه سعی می‌کنیم تا بهترین فیلم های با پایان باز را بررسی کنیم. لازم به ذکر نیست که این مطلب حاوی اطلاعات حساس داستانی از فیلم‌های مورد بحث خواهد بود.

1. فیلم The Dark Knight Rises

فیلم هایی با پایان باز

شاید نتوان آخرین قسمت از یکی از بهترین سه‌گانه‌های ابرقهرمانی تاریخ سینما را بهترین قسمت آن دانست،‌ اما نباید از پایان زیبای آن صرف نظر کرد. در این اثر شوالیه تاریکی هر آنچه برایش اهمیت داشته را از دست می‌دهد. او برای مقابله با حریف قدرتمندش، بین، تلاش می‌کند، اما شکست خورده و با کمری شکسته به زندانی دورافتاده تبعید می‌شود. بروس وین به مرور سلامتی خود را به دست آورده و بار دیگر به گاتام بازمی‌گردد. در نهایت بتمن به کمک یارانش دشمنان خطرناک خود را شکست می‌دهد، اما این پیروزی تنها چند ثانیه به طول می‌انجامد. بین با مرگ خود بمب اتمی را فعال کرده است؛ بمبی که تنها چند دقیقه تا انفجار فاصله دارد.

با فرو رفتن شهر در آشوب، بتمن تصمیم می‌گیرد تا بمب را به نقطه‌ای دور از شهر منتقل کند. او با هواپیمای خود آن را به میان دریا برده و سپس همراه با آن منفجر می‌شود؛ رخدادی که تمامی شهر آن را می‌بینند. پس از مدتی لوشس فاکس متوجه می‌شود که هواپیما بر روی خلبان خودکار تنظیم شده بود. جیمز گوردون نیز فانوس مخصوص بتمن را تعمیر شده می‌یابد. در همین زمان وفادارترین یار بروس وین، آلفرد، او را همراه با سلینا کایل در فلورانس می‌بیند.

The Dark Knight Rises بدون شک یک فیلم با پایان باز است. بسیاری عقیده دارند که سکانس آخر تنها تصورات رویایی آلفرد بوده و بتمن در واقع مرده است. می‌توان صدها پایان مختلف برای این فیلم متصور شد. در هر صورت سه‌گانه شوالیه تاریکی کریستوفر نولان را می‌توانیم یکی از مهم‌ترین آثار فانتزی سینمای مدرن بدانیم.

2. فیلم American Psycho

فیلم هایی با پایان باز

برداشت مری هرون از رمان جنجالی برت ایستون الیس همان سکوی پرتابی بود که کریستین بیل دوست‌داشتنی را به یکی از بزرگ‌ترین ستاره‌های سینما تبدیل کرد. در فیلم American Psycho بیل نقش پاتریک بیتمن را ایفا می‌کند؛ یک قاتل سریالی شیک‌پوش که آزادانه در خیابان‌های شهر نیویورک به ارضای خصایص خون‌بار خود می‌پردازد. بیتمن را می‌توان نقطه اوج طمع سرمایه‌داری دانست. او از نظر روانی کاملا بی‌ثبات است. بیتمن در طول فیلم به کشتار و سلاخی انسان‌هایی سطحی و آزاردهنده می‌پردازد. نخستین قربانی او یکی از همکاران و رقیبانش به نام پل است. بیتمن به لباس‌ها و موسیقی باشکوه علاقه دارد. او پس از به قتل رساندن گروهی از ماموران پلیس، تصمیم به اعتراف گرفته و آن را به وکیلش ارسال می‌کند. با این حال این وکیل اظهارات او را جدی نگرفته و ادعا می‌کند که تنها چند روز پیش پل را در لندن دیده است.

سکانس انتهایی فیلم با روایت بیتمن از فرار همیشگی او از قانون پایان می‌یابد. این مسئله سوالات فراوانی را در مورد صحت اتفاقات به تصویر کشیده شده در طول فیلم ایجاد می‌کند. آیا پاتریک بیتمن واقعا یک قاتل است؟ یا تمامی سکانس‌های غیر عادی و خشن به نمایش درآمده در طول فیلم توهمات و رویاهای او هستند؟ American Psycho یکی از بهترین فیلم‌های با پایان باز است که حتی امروزه نیز مخاطبان با حرارت به بحث و گفت و گو در مورد پایان آن می‌پردازند.

3. فیلم Prisoners

فیلم هایی با پایان باز

شاید بتوان شبیه‌ترین اثر به Prisoners را Mystic River کلینت ایستوود دانست. هر دوی این فیلم‌ها ماجرای یک مامور پلیس و یک پدر عصبی را در جستجو به دنبال دختر گمشده خود دنبال می‌کنند. با این وجود در حالی که Mystic River پایانی مشخص دارد، فیلم دنی ویلنوو این‌گونه نیست.

این کارگردان چیره‌دست پس از روایت هنرمندانه داستانی مرموز، ارتباطی مستقیم بین نام فیلم خود و شخصیت‌های آن برقرار می‌کند. در انتهای فیلم Prisoners کلر دوور الکس جونز، بزرگ‌ترین مظنون پرونده به تصویر کشیده شده در فیلم را دزدیده و مدت مدیدی به شکنجه و بازجویی از او می‌پردازد. تلاش‌های کلر او را به خانه‌ای که دخترش در آن نگاه‌داری می‌شد می‌رساند.

در این زمان مجرم اصلی پس از شلیک به پای کلر، او را درون چاه غیر قابل فراری می‌اندازد؛ چاهی که کلر در آن سوت دخترش را می‌یابد. در انتهای فیلم، کارآگاه لوکی پس از کشتن مجرم، به خانه او بازمی‌گردد. در این زمان او صدای کلر را می‌شنود. فیلم همین‌جا تمام شده و مشخص نمی‌شود که آیا لوکی کلر را نجات می‌دهد یا به دفاع از الکس جونز بی‌نوا، او را رها می‌کند. نبوغ دنی ویلنوو در داستان‌گویی، Prisoners را به یکی از بهترین فیلم های با پایان باز تبدیل کرده است. مشاهده این اثر را به تمامی علاقه‌مندان به سینما توصیه می‌کنیم.

4. فیلم Oldboy

بهترین فیلم های پایان باز

شاهکار جاودانه پارک چان ووک، کارگردان به نام کره‌ای،‌ تفاوت‌های فراوانی با آثار هیجان‌انگیز معمول سینمای هالیوود دارد. این فیلم به بررسی عمیق‌ترین بخش‌های ذهن انسان پرداخته و از آن در راه ارائه داستانی چند لایه استفاده می‌کند. خشونت و سکانس‌های اکشن فیلم نقشی مهم در روایت آن داشته و تنها عنصری اضافی برای جلب نظر نیستند. شاید بتوان بهترین بخش این اثر را پایان مبهوت‌کننده آن دانست. پایانی که سوال‌های فراوانی را ایجاد می‌کند؛ سوال‌هایی که مخاطبان علاقه چندانی به پاسخ دادن به آن‌ها نخواهند داشت.

در اختتامیه Oldboy مشخص می‌شود که شخصیت اصلی تنها مهره‌ای در نقشه عظیم و طولانی‌مدت دوست دوران دبیرستان خود بوده و به دلیل گرفتاری در هیپنوتیزمی قدرتمند، حافظه خود را از دست داده است. پس از مشخص شدن تمامی ابعاد داستان، قهرمان فیلم زبان خود را بریده و از زنی که او را هیپنوتیزم کرده، پاک کردن حافظه‌اش را درخواست می‌کند.

در پایان شاهد پیوستن شخصیت اصلی فیلم به دختر خود هستیم. چهره شاد او در این سکانس می‌تواند حاکی از عملکرد صحیح هیپنوتیزم باشد. اما در ادامه شاهد جایگزینی این چهره شاد با حالتی غمگین و دردناک هستیم. این مسئله منجر به بروز سوال‌های متعددی می‌شود؛ سوالاتی که امروزه نیز در بین طرفداران این فیلم مطرح هستند. Oldboy یکی از بهترین فیلم های با پایان باز آسیا است و در کنار شاهکارهای اساتید سینما، چون آکیرا کوروساوا قرار می‌گیرد.

5. فیلم Black Swan

بهترین فیلم های پایان باز

Black Swan یکی از مشهورترین فیلم‌های دهه اخیر است. مهم‌ترین دلیل موفقیت این اثر خوش‌ساخت را می‌توان نبوغ دارن آرنوفسکی در به تصویر کشیدن شخصیت دوگانه قهرمان داستان خود با استفاده از داستان معروف دریاچه قو دانست. نینا را می‌توان نماد قوی سفید در آن داستان دانست؛ شخصیتی معصوم که از زیبایی چشمگیری بهره می‌برد.

با این حال،‌ شخصیت نینا در راستای ایفای نقش قوی سیاه به دو نیم تقسیم شده و توهماتی خشن و ترسناک را برای او رقم می‌زند. در انتهای فیلم، نینا به بازیگر جایگزین نقش قوی سیاه چاقو می‌زند. اما متوجه می‌شود که تنها خود را زخمی کرده است. در آخرین سکانس فیلم نینا به دلیل خون‌ریزی فراوان به زمین خورده و در مورد بی‌نقص بودن خود زمزمه می‌کند.

آرنوفسکی در فیلم خود سرنوشت نهایی نینا را مشخص نمی‌کند. آیا او مرده است؟ یا تمامی این‌ها بخشی از توهمات شدید او بوده‌اند؟ برخی از مخاطبان قاب نهایی فیلم از نورهای صحنه را نشانه‌ای از بهشت دانسته و دیگران آن را نمادی از مرگ بخش تاریک شخصیت نینا در نظر می‌گیرند. Black Swan یکی از بهترین آثار دهه اخیر و فیلم های با پایان باز تاریخ به حساب می‌آید. تجربه این اثر بر علاقه‌مندان به سینما از واجبات است.

6. فیلم Shutter Island

Shutter Island یکی از پیچیده‌ترین فیلم‌های تاریخ است. مخاطبان برای درک این اثر به کارگردانی مارتین اسکورسیزی افسانه‌ای، نیاز به مشاهده چندین و چند باره آن دارند. این فیلم عمیقا به روان انسان پرداخته و بیشتر از هر اثر دیگری مرز بین آگاهی و خودآگاهی در یک انسان را به تصویر می‌کشد. شخصیت اصلی فیلم Shutter Island کارآگاهی به نام ادوارد تدی دنیلز است. او همراه با همکار خود، چاک، برای بررسی فرار فردی به نام ریچل سولاندو از بیمارستان روانی به نام Shutter Island فرستاده شده است.

تدی به صورت پیوسته توهماتی در مورد سوختن همسر خود،‌ دلورس، توسط مردی به نام اندرو لیدیس را تجربه می‌کند. در انتهای فیلم تدی متوجه می‌شود که تنها عضوی از نقشه‌ای پیچیده در تیمارستانی مشهور بوده و اندرو لیدیس نام واقعی خود اوست.

در اختتامیه این اثر، پزشکان پیش از فرستادن تدی برای جراحی لوبوتومی (عملی وحشتناک که در آن برای درمان بیماری روانی بخشی از مغز را برش می‌دادند) سوالی مهم و قابل توجه را مطرح می‌کنند: «کدام بدتر است؟ زندگی به عنوان یک هیولا یا مرگ به عنوان مردی درست‌کار؟». Shutter Island را می‌توان یکی از مطرح‌ترین فیلم های با پایان باز دانست. از جمله سوالاتی که پایان این فیلم ایجاد می‌کند می‌توان به مواردی در مورد هویت واقعی تدی و وضعیت روانی او اشاره کرد. اسکورسیزی در این اثر روایت خود را بر ستون ابهام بنا کرده و بار دیگر مهارت فیلم‌سازی خود را در عنوانی متفاوت نشان می‌دهد.

7. فیلم Memento

فیلم با پایان باز

دومین فیلم کریستوفر نولان شاید یکی از محبوب‌ترین آثار او نباشد، اما این بدین معنی نیست که از ارزش هنری آن چشم‌پوشی کنیم. در فیلم ممنتو نولان با استفاده از شیوه داستان‌گویی غیر خطی، اثری درگیرکننده و جذاب خلق می‌کند. نقاط آغازین و پایانی این فیلم مشترک هستند.

ممنتو داستان مردی به نام لئونارد شلبی را بیان می‌کند. او از بیماری فراموشی رنج برده و به دنبال قاتل همسر خود است. شلبی با استفاده از راه‌هایی چون خالکوبی‌ها و عکس‌ها سعی می‌کند تا این فرد را که با نام جان جی شناخته می‌شود بیابد.

در ادامه مشخص می‌شود که جان جی یک سال پیش به قتل رسیده و شلبی در این مدت به دنبال فرد دیگری بوده است. پایان این فیلم زمینه را برای ایجاد سوالات فراوانی ایجاد می‌کند. آیا تمامی اتفاقات به تصویر کشیده شده بخشی از بیماری فراموشی شلبی بوده‌اند؟ آیا داستان مورد تجاوز قرار گرفتن و به قتل رسیدن همسر او واقعی است؟ آیا شلبی همسر خود را به قتل رسانده است؟ برداشت‌های فراوانی می‌توان از این فیلم با پایان باز کرد. راجر ایبرت فقید هدف ممنتو را فرو بردن مخاطبان خود در سردرگمی بیان کرده است. این اثر چند لایه یکی از برجسته‌ترین فیلم های با پایان باز است.

8. فیلم Gone Girl

فیلم های پایان باز

شاهکار مدرن دیوید فینچر و گیلیان فلین یکی از مرموزترین فیلم های با پایان باز است. فیلم Gone Girl با استفاده از این شیوه روایی، اثری اجتماعی با محوریت زندگی مشترک را به داستانی پیچیده و هیجان‌انگیز تبدیل می‌کند. این فیلم برداشتی مستقیم از کتابی به همین نام نوشته فلین است. با این حال در داستان اصلی شاهد اختتامیه‌ای مشخص بر داستان ایمی و نیک دان هستیم.

ایمی پس از بازگشت به نزد همسرش،‌ به قتل دسی و نقشه پیچیده خود اعتراف کرده و علاقه‌مند به ادامه زندگی مشترک است. اما نیک تصمیم به افشای حقایق گرفته و تصمیم می‌گیرد داستان خود از وقایع رخ داده را با رسانه‌ها در میان گذارد. در ادامه مشخص می‌شود که ایمی به نحوی حامله شده است. در این زمان نیک راهی جز ادامه زندگی مشترک خود نمی‌بیند.

قاب‌های آغازین و پایانی فیلم Gone Girl از هر نظر مانند یکدیگر هستند. این مهم منجر به بروز سوالات فراوانی در مورد آینده این شخصیت‌ها می‌شود. طرفداران این فیلم برداشت‌های مختلفی از پایان آن دارند. Gone Girl یکی از تکنیکی‌ترین و خوش‌ساخت‌ترین فیلم‌های با پایان باز است.

9. فیلم Inception

فیلم با پایان باز

کریستوفر نولان داستان‌گویی متفاوت و خاص است. این کارگردان مولف بارها خود را اثبات کرده است. نقاط اوج فیلم‌های نولان با تغییراتی غیر قابل منتظره در داستان همراه بوده و مخاطبان را در اقیانوسی از سوال‌های بی‌پاسخ رها می‌کند. شاید بتوان Inception را نقطه اوج کارنامه هنری نولان دانست. مفهوم رویایی درون یک رویای دیگر هر مخاطبی را سردرگم می‌کند. پایان باز این اثر نیز با روایت متفاوت آن هم‌خوانی دارد. در سکانس اختتامیه شاهد این هستیم که کاب با خوشحالی به زندگی در کنار خانواده خود ادامه می‌دهد. در ظاهر به نظر می‌رسد که این سکانس ناشی از زندانی شدن ابدی او در برزخ رویاها باشد. در آخرین قاب، کاب فرفره نمادین خود را چرخانده و به نزد فرزندانش می‌رود.

تا به این جا همه چیز طبق انتظار پیش می‌رود. با این حال پیش از اتمام فیلم، فرفره یک لحظه از حرکت می‌ایستد. این اتفاق کوچک به کلی تصور بیننده از داستان Inception را به هم می‌ریزد. آیا کاب از برزخ فرار کرده است؟ آیا شی شناساگر او نه فرفره، بلکه حلقه ازدواجش بود؟ آیا تمامی این اتفاقات در دنیایی موازی جریان دارند؟ تمامی این ابهامات باعث تبدیل این اثر به یکی از جنجالی‌ترین فیلم های با پایان باز تاریخ شده‌اند.

در این مقاله به بررسی مفهوم پایان باز و بهترین فیلم های با پایان باز پرداختیم. نظر شما در مورد این آثار چیست؟ به نظرتان استفاده از این تکنیک منجر به افزایش تاثیر یک فیلم بر مخاطبان خود می‌شود؟

مقالات مرتبط
دیدگاه شما
captcha
دیدگاه کاربران1 دیدگاه
مونا جلالی
.
20 بهمن 1398، 16:40
پاسخ
0
1
همه این فیلم‌هارو خیلی دوست دارم. به نظرم پایان‌بندی فیلم یکی از اصلی‌ترین بخش‌هاشه و متاسفانه توو سینمای ایران اکثرا پایان رو خراب می‌کنن! توو سال‌های اخیر هم پایان های باز و مبهم خیلی مد شد توو سینمای ایران. انگار توو ایران هرکی توو پایان فیلمش می‌مونه، سریعا به تکنیک پایان باز پناه می بره :)) البته که اصغر فرهادی به درستی و با زبردستی از این تکنیک استفاده می‌کنه و به نظرم فیلم جدایی نادر از سیمین هم می‌تونست توو این فهرست قرار بگیره.
شهریار نادرمحمد
.
21 بهمن 1398، 20:24
پاسخ
1
0
@مونا جلالی
دقیقا. خیلی از فیلمسازهای وطنی توانایی تموم کردن داستاناشون رو ندارن. انگار تنها میخوان مشکلی را مطرح کنن, بدون این که راه حلی براش ارائه بدن. فرهادی به نظرم خیلی درست از این تکنیک استفاده میکنه. برای مثال پایان درباره الی مدتها مخاطب رو درگیر خودش میکنه و این در ماندگاری اثر خیلی مهمه.
مونا جلالی
.
21 بهمن 1398، 23:07
پاسخ
1
0
@مونا جلالی
البته از نظر من فیلمساز وظیفه‌ راه حل دادن نداره. به عقیده من فیلمساز فقط میتونه یه معضلی رو بولد کنه و توجه‌ها رو بهش جلب کنه. اتفاقا فرهادی هم دنبال راه حل دادن نیست و درنهایت نتیجه‌گیری و تصمیم رو می‌ذاره به عهده بیننده؛ احتمالا یکی از دلایل جذابیت فیلم‌هاش هم همونطور که اشاره کردید همینه. فیلمسازی که می‌خواد راه حل بده درنهایت میشه مثل محمدحسین مهدویان و فیلمی مثل لاتاری...!
جدول فروش فیلم ها
  • 90.4 میلیون دلار
    Godzilla vs. Kong
    اکران: 31 مارس 2021
  • 44.2 میلیون دلار
    Tom and Jerry
    اکران: 26 فوریه 2021
  • 41.6 میلیون دلار
    Raya and the Last Dragon
    اکران: 05 مارس 2021
  • 34.1 میلیون دلار
    Mortal Kombat
    اکران: 23 آوریل 2021
  • 34.1 میلیون دلار
    Kimetsu no Yaiba: Mugen Ressha-Hen
    اکران: 23 آوریل 2021
  • 23.4 میلیون دلار
    Nobody
    اکران: 26 مارس 2021
  • 13.1 میلیون دلار
    The Unholy
    اکران: 02 آوریل 2021
  • 1.8 میلیون دلار
    Separation
    اکران: 30 آوریل 2021
بازی ها
  • 24 اردیبهشت 1400
    Mass Effect Legendary Edition
  • 03 خرداد 1400
    Deathloop
    پلی استیشن 5
  • 01 تیر 1400
    Back 4 Blood
    پلی استیشن 5